با یا بدون هایمن؟؟؟
امشب با صالحه و اسما یکم در موردش حرف زدیم
در مورد سکس قبل از ازدواج با کسی ک شاید باهاش ازدواج نکنی
خب اسما و صالحه بخاطر خانواده میگن این کارو نمیکنیم
ولی واقعا مهمه؟؟
اینکه موقع ازدواج باکره باشی...
البته برای خود من مهم بود ک اولین زن در زندگی شوهرم باشم همونطور ک اون اولین مرد زندگی من هستش
و با هم سکس داشتیم قبل از خواستگاری حتی چون عاشق هم بودیم و این لذت و نیاز رو از هم دریغ نکردیم و خب به ازدواج با کسی دیگه هم فکر نمیکردیم
با اینکه خانواده ی من فراتر از حد تصور روی روابط با جنس مخالف حساسه چ برسه ب اینکه بخوام قبل ازدواج رابطه جنسی داشته باشم... البته بعدا فهمیدن ک باهاش دوست بودم ولی اینکه باهاش سکس داشتم رو بدونن یا نه نمیدونم...
و فکر میکنم ک در آینده دوست نخواهم داشت به دخترم و پسرم سخت بگیرم در مورد روابطشون با جنس مخالف...ترجیح میدم روابطم با بچه هام اونقدری صمیمی باشه ک وقتی جنس مخالفی وارد زندگیشون میشه خودشون باهام در میون بذارن و من حتی به خونمون دعوتش کنم و چه اشکالی داره اگر نسبت به هم تمایلی داشته باشن و بخوان سکس داشته باشن؟؟؟
به بچه هام اجازه ی هرزگی نمیدم و این به معنای بودن با هر کسی نیست...بلکه بهشون یاد میدم خصوصا به دخترم ک وقتی عاشق کسی میشه و با تمام وجودش میخواد ک اون حس یکی شدن رو لمس کنه از خودش دریغ نکنه فقط به خاطر چیزی ب نام پرده ی بکارت و چند قطره خون...
بهش یاد میدم ک ارزش و انسانیت اون وابسته به بکارتش نیست و قبلتر از اون یاد میدم ک وجودش رو برای هر کسی ک از راه میرسه تقدیم نکنه و برای خودش ارزش قائل باشه
البته میدونم همسر این مورد رو برای دخترمون نمی پسنده ولی من به عنوان مادر پشتش هستم و اگر روزی بهم بگه همچین کاری کرده هیچوقت سرزنشش نمیکنم...
پ.ن:
بنظر من در مقوله ی عشق جایی برای بحث در مورد محرم و نامحرم وجود نداره
+ای کاش یه روزی برسه تو این جامعه ک ابراز نیاز جنسی به معنای بی حیایی و هرزگی نباشه...