پست کشیک خسته و داغون

 

ساعت 5ونیم صبح تا 6 نیم ساعت جوری خوابم برده بود که حتی اگر زلزله میوود متوجه نمیشدم!!  از تو جیبم خودکارمو گرفتن از زیر سرم پانچ رو گرفتن بیدار نشدم!! ولی با صدای دکتر ف(رزیدنت سال یک یا همون دوی جدید داخلی!)  بیدار شدم!!  -___-

برادر

ادامه نوشته

گوشی پزشکیم رو تو پاویون دزدیدن💔

متنفرم از داخلی...

آزاردهنده تر و رنج آور تر از رفتار این روزای همسر تصور پدر و مادرمه که پیش فرض من رو مقصر میدونن....

و اون اسمی که اینجور وقتا منو صدا میزنن برام در حد مرگ عذاب آوره

نمیدونم کی عرضه شو پیدا کنم که این احساسم رو باهاشون در میون بذارم

مامان بابام دارن میان اینجا بخاطر عموم

از طرز حرف زدن مامانم میتونم بفهمم که همسر رفته باهاشون صحبت کرده و اونا هم باز حق رو دادن به اون و دارن میان ک منو مواخذه کنن.... 

واااقعا حوصله ی نصیحتا و سرزنش کردناشونو ندارم

به شکل خیلی عحیب و چشم بسته ای همیشه حق رو میدن به همسر

یه بار نشد پشت من باشن

طبق همون اعتقاد مسخره ای که دامادشون لطف کرده اومده  دخترشونو گرفته و الان سرپرستشه و باید یجوری باهاش باشن ک یوقت دخترشونو ول نکنه و اینا بی آبرو بشن.. دومادشون تاج سرشونه

 

ظاهرم شده شبیه اون عروس تو انیمیشن عروس مردگان...

همونقدر بی روح و گرفته

من همیشه قسمت تقصیرات خودم رو قبول دارم

اونجایی خیلی میشکنم که میگه همممممه چیز تقصیر منه و اون مشکلی نداره

 

+جوونیت و عمرت پیش من تباه شد؟؟؟

من تو زندگی چیکار کردم برات؟؟؟

 

+الان ندارم

ولی میدونم که بالاخره یه روزی جرات خودکشی رو پیدا میکنم و خودم رو راحت میکنم

و میدونم که اون روز دیر نیست...چون هر چی میرم جلوتر جدی تر بهش فکر میکنم

فرق من و تو میدونی چیه؟؟؟

اینکه تو خیلی قشنگ و با بهترین کلمات ممکن میتونی حرفاتو بزنی و احساساتت رو بیان کنی

ولی من فقط بلدم نگاه کنم و نگاه کنم و نگاه کنم....

و هیچ کسی نفهمه که تو دلم چی میگذره

من بلد نیستم انقدر خوب مثل تو از حال بدم دفاع کنم

من خیلی سریع کم میارم

من خیلی سریع اشکام جاری میشه

من خیلی سریع به خودکشی فکر میکنم!!

من واقعا از همه چیز بریدم

کاش میفهمیدی اینو

من واقعا برام مهم نیست اگر فردا بمیرم

چه بسا ک از خدامم هست

از همه ی آدمای اطرافم خسته شدم

واقعا دلم میخواد بمیرم

بمیرم

خدایا من واقعا خسته شدم

خیلی خسته شدم

این همه بار انداختی رو دوش من واقعا زجر میکشم

روح و روانم نابود شده

افسرده اگر نبودم الان دیگه شدم

از همه چی بریدم

هیچی دگ واسم اهمیت نداره

کاش میشد بمیرم😔

اینترن بخش

امشب کشیک اینترن بخشم

حقیقتا پاره شدم

از 12ونیم ظهر تااااا خود 8و نیم شب یککککسره داشتم 5 طبقه رو بالا پایین میکردم بخاطر خلاصه پرونده ها و ازمایشا

باز خوبه 5 شنبه س الکتیو کمه

یدونه الکتیو بود تا الان که مایع آسیتش رو تپ کردم و اخر شب باید ازمایشاتش رو چک کنم

الانم ک یه دو ساعت وقت استراحت پیدا کردم و اومدم پاویون از شدت خستگی و کوفتگی بدن نمیتونم بخوابم!!

 

+دلم هم خیلی شکسته هم خیلی تنگه

به کدوم سازش برقصم؟

هرچقدر از خوبی های رزیدنتای جراحی بگم کم گفتم

امروز وااااقعا شرمنده ی یکیشون شدم!!

بخاطر کاری بهش زنگ زدم جواب نداد و پیام دادم کارمو گفتم

چند ساعت بعد زنگ زد و کلللییییی چنندین بار ازم عذرخواهی کرد که ببخشید دیر دارم جوابتو میدم

دیشبم همین رزیدنت با دو تا دیگه بودن و حسابی هوامو داشتن و کمکم کردن

خدا حفظشون کنه

عموم بستری شده...

یکی از بچه ها عکس جشن فارغ التحصیلی شو استوری واتساپ گذاشته

حقیقتش حسودیم شد

واسه خودم همچین روزی رو نمیبینم....

یه سری حرفا رو فقط به همسر میزدم

دو ماهه ک به حرفام گوش نمیده

دو ماهه شدیم غریبه

کاش خدا زودتر پادرمیونی کنه

واقعا دلش برام تنگ نمیشه؟

منکه دلم لک زده واسش...

اگه بگم زندگی مشترکم دو ماهه همینجوری رو هواس چی؟؟؟؟؟؟؟

خیلی خسته م..ـ

از دیروز عصر ک املت خوردم بعدش فقط یکی دوبار چایی خوردم و نیم ساعت پیشم یه ابمیوه و کیک

از صبح که رفتم بیمارستان و الانم سانتر تروما چون عمومو اعزام کرد ن و از ظهر درگیرشم

الانم منتظر دایی تا برگه ازمایش مادربزرگمو بیاره تا فردا نوبت بگیرم تو بیمارستان

خیلی خیلی خسته م

خیر سرم امروز میخواستم درس بخونم

حموم باید برم

گشنمه

:(

یه وقتایی هم مثل الان از شدت انتظار دلم نمیخواد بخوابم...

فکر میکنم اگر بیدار بمونم اونی که میخوام میشه!!

لعنت بر زبانی ک بی موقع باز گردد

امروز بجای اتندی ک قرار بود بیاد و بپرسه یکی دیگه اومد

خانوم دکتر جوون و خوشگلمون که من از ظاهرش خیلی خوشم میاد

هم خوشگله هم خوش تیپه هم فوق تخصص غدده هم فک کنم تازگیا متاهل شده یا نشده اینو نمیدونم!!

خیلیم من دوستش دارم ولی خب اینم خیلی سوال میپرسه که میشه یه پوئن منفی براش  :)))

حالا داشتیم از ازمایشاتی ک برای دیابتی ها میخوایم میگفتیم ک من گفتم تو جدولش نوشته بود سطح ویتامین b12 هم چک میکنیم پرسید: سطح خونیش بنظرت مهمه؟؟ منم گفتم راستش برای خودمم سوال شده بود و میخواستم بپرسم...گفتش برو بخون فردا جوابشو بیار  :||||

بدم میاااددد...خو بگو دیگه خوشگله...

همینجوری فقط دراز کشیدم و هیچ کاری نمیکنم و درس نمیخونم و فقط زل زدم

فردا هم قراره کلی سوال بپرسه

نمیدونم چرا استرس ندارم!

بیشتر حوصله شو ندارم و فقط دلم میخواد بیاد و بگذره و تموم شه بره

بدبختی هفته ی دیگه باز 2روز پشت هم با این اتند هستیم

واقعا زده شدم از همه چیز

دلم میخواد بشینم گریه کنم

نمیدونم با چه دلی میگم رزیدنتی میخوام داخلی بخونم!!

همه چیز فقط از دور قشنگه

مطالب مربوط ب دیابت اووونقدر زیاده که نمیدونم کدومش رو بخونم!!!

در حد آزمایشات و معاینات در سیر ویزیت ها خوندم

داروهاشو یه مرور کلی کردم!

تیتر کردن انسولین ک امروز گفته بود رو مرور کردم!

یه مقدار راجبه انسولین خوندم!! 

جسته گریخته از هرچیزی یه نکته ای خوندم و الان گیج شدم  :(

روز اول درمانگاه غدد

ازونجایی ک اگر بلد نباشی این استاد خییلیییی بدش میاد و از کسایی ک بلد نیستن متنفره امروز تو این دو ساعت هر ده دقیقه یه بار تکرار میکرد شما اینترنا ک هیچی بلد نیستین و واسه فردا باید همه اینا رو بلد باشیناااااا  :))

یعنی تا فردا ما باید معجزه کنیم و کل مباحث غدد رو حفظ باشیم  :))

بعد سوالاتی ک میپرسه اینجوری نیس ک در محدوده ی کتاب بشه بهش جواب داد و فراتر از اون میپرسه

مثلا امروز نحوه ی تیتر کردن انسولین رو پرسید و خب تو کتابای ما همچین چیزی نیس و خودش برامون توضیح داد و ما یاد گرفتیم

 

+من اگر استاد بودم یه کتاب مینوشتم با این عنوان(هر آنچه که در رفرنس نوشته نشده است)

و چاپش میکردم تا دانشجوهای بدبخت بتونن استفاده کنن از نکات بالینی

والا بخدا

کلی باید وقت بذاری بین سایتای انگلیسی اینور اونور کنی تا یچیزی پیدا کنی و اخرشم بگه نه این اونی نیس ک من مدنظرم بود!!!

 

+این استادمون خیلیم به ADA علاقه داره

ظهر رزیدنت یه فایل 244 صفحه ای از ADA 2021 برام فرستاد گفت اون قسمتایی ک دکتر گفت رو ازش پیدا کنین بخونین

تازه بماند ک تیرویید هم باید بلد باشیم💔💔💔

پست کشیک دو ساعت فقط عین جنازه خوابیدم بعدش بیدار شدم و با فاطمه رفتیم جنگل پیاده روی و خب خوب بود برام  :) 

با اینکه در وضعیت پست کشیک خیلی بیشتر خسته م کرد و الان دلم میخواد بیهوش بشم ولی گشنگی نمیذاره ولی باعث شد که خیلی ذهنم از مسائل آزار دهنده دور باشه حداقل تو این3 ساعت

 

+فردا روز اول روتیشن غدد و با اتندی که خیلی گیر میده و سوال میپرسه

من واقعا الان جوووون درس خوندن ندارم

بذاریم ایشالا از فردا میخونم!!!

این اتندمون خودش خیلی باسواد و آدم حسابیه و اگر کسی بلد نباشه یا چرت و پرت بگه خییللیی بدش میاد

همونقدری ک خودش باسواده شوهرش بیسواد و به درد نخوره  :))  :||

اگر بعد از اتمام طرح عمومی پزشکی رو ول کنم پشیمون نمیشم؟؟

اصن میتونم همچینکاری کنم؟؟؟

من خیلی شکر بخورم بخوام کشیک داخلی بخرم!!

پاره شدم بابا

کمر نمونده برام

هوا خییلیییی سررردهههه

یخخخخ زدممم

همه لباسای گرمم هم خونه س

امروز خاله م که رفته بود شهرمون برمیگشت میتونستم بگم اون بیاره ولی دیشب سر قضیه ای انقدر از دست همسر دلخور شدم که اصن دلم نمیخواست چیزی ازش بخوام!

ازونورم واقعا باید واسه تولد همسر پول جمع کنم که میخوام واسش کت بخرم!! اگر بتونم2 تومن کنار بذارم خیلی خوب میشه ولی واقعا حقوقم نمیرسه و دوست هم ندارم از همسر پول بگیرم!!

آخر ماه هم نوبت لیزر دارم هم نوبت دکتر پوست که دوتاش رو هم حداقل 1و 500 میشه!!

میمونه فقط حقوق آبان و آذرم که باز آخر آذر باید پول بدم واسه دکتر پوست که هر دو ماه میرم و پوستم هنوزم مث روز اوله و بجز کمتر شدن چربیش هنوز هیچ تغییری نکرده بعد5 ماه!!!

وام دانشجویی هم دوست ندارم بگیرم چون تا حالا نگرفتم

یکی از بچه ها پیشنهاد داد کشیک 19 م ش رو بخرم تقریبا700 تومن ولی ازونورم کشیک دادن واقعا استرس زاست برام خصوصا که مورنینگ فرداش اتندای خیلی گیری هستن

واقعا نمیدونم چیکار کنم

کمرم هم جدیدا خیلی درد میکنه و لازمه ک برم دکتر ولی میدونمMRI مینویسه ک باز واسه اون پول ندارم😞

چقدر پول نداشتن سخته....

تبریک میگم

هنوز از سفر برنگشتین ولی ما icu اورژانسمون تبدیل شد به icu کرونا.....

شدیدا تحت تاثیر pms هستم

امیدوارم به خیر بگذره این دفعه!

یه بیماری داریم تو بخش روماتو کیس still که اینترنش منم

دوشنبه تقریبا حول و حوش ساعت12 ظهر کاملیا زنگ زد مریضت بدحال شده رزیدنت میگه بیا. هنوز سوار آسانسور نشده بودم ک برم و سریع خودم رو رسوندم

 chest pain(درد قفسه سینه)  گرفته بود با تنگی نفس

سریع براش اکسیژن گذاشتن و سچوریشن چک کردیم و نوار قلب گرفتیم و تروپونین ارسال شد براش

با اکسیژن در حد شاید 5 درصد بهتر شد ولی هنوزم درد داشت و مورفین گرفت

سچوریشنش خوب بود ولی برادیکارد...از 80 و خرده ای همیشگیش رسیده بود به 60 تقریبا...

یکم ک حالش بهتر شد رزیدنت منو آف کرد و چون کشیک بودم رفتم چون تایم تحویل نزدیک بود

4شنبه صبح ک رفتم...

سی تی شده بود....اکو شده بود و PAP=50 گزارش شده بود

نوارش جالب نبود و همچنین سی تی....گفتن احتمال آمبولی ریه!!!

براش درخواست سی تی آنژیو شد و CCU ادمیت شد

وقتی اتند گفتش بره CCU اشک تو چشمام جمع شد...

خیلی وقت بود واسه مریضی اینطور ناراحت نشده بودم

امیدوارم حالش خوب بشه

چطور میتونم حال بد الانم رو توصیف کنم؟؟؟

هر چقدر بخوام بگم کم گفتم

خیلی احساس کمبود میکنم!!

از وقتی ک تلگرام دارم فقط اوایل ترم یک عکس پروفایل گذاشتم ک بعدش برداشتم تازه اونجا هم عکس خودمو نمیذاشتم!!

و الان برای اولین بار در عمرم عکس خودمو گذاشتم پروفایل تلگرامم!!!

عکس رو دیشب گرفتم و هر نیم ساعت میرم نیگا میکنم ببینم خوبه یا نه  :)))

صالحه میگه با نمک افتادی خودم نمیدونم😅😅

این چتری ای ک زدم همه میگن خیلی کیوت شدی همیشه چتری بزن😅😅

دکتر ت گفته بود برای 4شنبه پلی میوزیت رو بخونید و خب میتونم برای خوندن اون گشادیمو کاریش کنم ولی مامانم زنگ زد و گفت رو دستش یه ضایعه ای هستش که تقریبا 20 روزه هست...و باااااز هم من سر مامانم استرس گرفتم و دست و پامو گم کردم  :(

اولش فکر کردم یوقت قارچ نباشه ولی عکسشو دیدم بیشتر شبیه اگزما بود  :(

کاش انقدر سر خانواده م خودمو گم نمیکردم....

واقعا چرا اینطوره؟؟

زهرا بهم میگفت فکر میکردم اغراق میکنه ولی راسته

اینکه وقتی از بیمارستان برمیگردم فقط دلم میخواد بخوابم اوووونقدر احساس خستگی میکنم که جز خواب هیچی نمیخوام..  حتی غذایی ک میخورمم برام مهم نیس

ماهی 6-7 تا کشیک که خب فردای کشیک فرقی با جنازه ندارم معمولا و تا کشیک بعدی هم دلم میخواد فقط استراحت کنم و هیچی هم برام مهم نیس!! 

با این وضع رزیدنتی هم میخوام برم🚶‍♀️🚶‍♀️🚬🚬