قلب🥰

دیروز نشستم یکم فیزیو قلب خوندم از رو کتاب گایتون مال ترم 3😁 یه چیزایی فهمیدم امروزم نشستم دارم فیلم های دکتر مجری رو نگاه میکنم و با اینکه فقط یه تیکه شو دیدم باید بگم که... شگفتا از این همه جذابیت و زیبایی

قشنگ از اول و پایه داره نشون میده

کلا فیلماش 17 تیکه س ک کم و زیاد داره و دارم جزوه هم مینویسم براش🥰🥰🥰

بعدا جزوه مو میذارم کسی ندا و پریساخواستن استفاده کنن🥰🥰

تازه بقیه مباحث بیماری ها رو هم فیلم داره اونارم حتتتتما نگاه میکنم🥰🥰🥰

بینش شوخی هم میکنه😅😅

میگه تو هیچ کلاسی نخوابین به جز کلاس روماتو🤣🤣🤣🤣

یا میگه استاجرا همیشه تو بوفه ن🤣🤣 دوستاتونو پیدا نکردین برین بوفه حتما همونجان🤣🤣🤣 راس میگه عاقا خو وقتی بیکاریم میریم بوفه دگ🤣🤣🤣

 

+از خوبی های همسر گلی هم بگم که

یه تیکه از وسایلم(حالا نگم چی🤣) یجاش اذیتم میکرد وقتی استفاده میکردم و پریشب قبل خواب بهش گفتم اگه میشه اینو برام درستش کن دفعه ی قبلم ک کوتاهش کردی دگ اذیتم نکرد🥰

اونم همون لحظه پاشد بره از انبار وسیله بیاره برام درستش کنه🥰

گفتم حالا الان ک ضروری نیس شبه بذار فردا درستش میکنی🥰

گفتش نه یوقت فردا یادم میره باز اذیت میشی🥰

پاشد رفت بچه م🥰🥰

حالا اینکه وسیله رو پیدا نکرد و احتمالا یکی برداشته نذاشته سرجاش به کنار🤣🤣 همینکه موقع خواب بخاطر من پاشد پله ها رو بالا پایین کرد که من فردا یوقت اذیت نشم بخاطرش خیلی برام دلنشین بود🥰🥰🥰🥰

🙄🙄

قلب یه درسیه ک من از همون اول عاشقش بودم و همیشه گزینه ی اولم برای تخصص انقدی ک دوستش دارم

و خب بخاطر علاقه ای ک بهش داشتم با اینکه بچه ی خیلی درسخونی نبودم ولی سر قلب خودم رو میکشتم و حتی تو امتحان فیزیولوژی قلب نمره دوم کلاس شدم😁 انقدی ک خوب بلد بودم حتی شاگرد اولمون سوالاشو از من میپرسید

فیزیو پات هم تو کورس قلب خوب خوندم...نمره م یادم نمیاد ولی عاشق قلب بودم و واقعا میفهمیدم چی به چیه

الان

ولی الان ک معاینات رو شروع کردم ب خوندن واقعا برام مسخره و غیر قابل فهمه😐😐

نمیدونم شایدم کتابی ک انتخاب کردم درست نیس😐 من دارم گاید میخونم براش :/

واقعا من تصورم از قلب این نبود و از همون اول استعداد خوبی تو این رشته داشتم(با خودم ک تعارف ندارم) ولی الان حس میکنم خیلی گیجم و این یکم منو سرخورده کرده  :((

اصن فکر نمیکردم بخش قلبم اینجوری شروع بشه

نمیدونم چرا بچه ها میگنECG  سخته

من یادمه فیزیو پات خیلی خوب یاد گرفته بودمش هر چند ک الان در حد و اندازه ی گااااو هم یاد نیس چیزی

الی 10 روز اوله و میگه امروز دکتر ف تو کلاس برامونECG توضیح داد و حتی رفیع هم چیزی نفهمید😶😶😶

وقتی رفیع نمیفهمه یعنی واقعا سخته چون برخلاف اخلاقش رفیع درسش خیلی خوبه و واقعا بچه زرنگ و درسخونیه

من 10 روز دومم و علی و محمدجواد هم تو گروه مان میترسم اونا بلد باشن ولی من هیچی نفهمم  :(((

حالا امشب نت نامحدود میگیرم فیلم های دکتر مجری رو نگاه کنم ببینم چی میشه  :((

 

خدایا هلپ می پلیییزززز  :(((  من تو قلب سرخورده بشم خودمو گم میکنم و افسرده میشم  :(((

بازم گند😂😂😂

عاقا کنفرانس قلب تموم شد بالاخره😂😂😂

دیشب 12ونیم رسیدو خونه و تا نزدیک 5 مشغول درست کردن اسلاید بودم تو عالم خواب🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

صبح هم یکم تکمیلش کردم 

بعد مورنینگ دکتر گفتش ساعت 11 آن بشین آریتمی مبحث خیلی مهمیه و خودمم میخواستم براتون توضیح بدم که حالا روی اسلایدای خانوم دکتر(منو میگه🤣) براتون میگم😂😂😂

حالا بماند ک من دیشب اصن واسه اسلایدم عکس ECG یا همون نوار قلب نذاشته بودم😂😂😂 هیچی دگ اینو گفت مجبور شدم بذارم😂😂

کلللا هم فقط از روش روخوانی کردم و حتی خودمم نمیفهمیدم چی دارم میگم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

خدایی 2 سال گذشته از فیزیوپات ک قلب خوندم و همه ش یادم رفته و خب اولین مبحثی ک دارم ازش ثیخونم آریتمی بودش و فهمم در خد و اندازه ی علف بود😂😂😂

خود دکتر هم فهمید هیچی بارم نیس دگ چیزی نگفت😂😂

اشکال نداره از مباحث اولیه شروع میکنم ب خوندن اینم یاد میگیرم😂😂🤦🏻‍♀️

 

+همسر خوب گلی است از گل های بهشت... 🥰🥰

قربونش برم من🥰🥰

+تا چندین روز آینده شاهد قلب قلبی شدن این وبلاگ خواهید بود🤣🤣🤣🤣

😊😊

گل برای همسر که داره میاد دنبالم🥰🥰

هووففف

بعد امتحان اومدم اسنک درست کردم هم ناهار خودم بشه هم شام واسه همسر

نمیدونم چرا دک از پنیرش خوشم نمیاد

کاش کلا پنیر نمیزدم بهش اصن خوشم نیومد از مزه ش  -_-

الانم تا ساعت 5 وقت دارم بشینم یکم قلب بخونم

بعدش برم حموم

6 وقت لیزر دارم

تا بیام بیرون 6 ونیم ک حتما میشه

بعدش دگ کم کم همسر میرسه

تا برسیم خونه حتما نصفه شب میشه

فرصت نمیشه مانتو شلوار بخرم

خیلی خوابم میاد

هم پریشب دیر خوابیدم

هم دیشب فقط 2 ساعت خوابیدم

ای کاش فردا کنفرانس نداشتم واقعا  :(  واقعا بدنم کشش نداره دگ

در عین اینکه گشنه مه یه حس سیری بدی هم دارم ک نمیذاره چیزی بخورم

فردا عروسی دختر عمه س

ب بهونه ی کنفرانس نمیرم و بجاش شب میرم پیش عمه تبریک میگم و برمیگردم

 

+احتمالا تا یه ماه دگ عروسی میثم باشه... کاش اونقدر زبونش تلخ نبود و میتونستم برای ازدواجش خوشحال باشم ولی نیستم

🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

امتحان آسکی ارتوپدی خود را چگونه گذراندید؟؟

به نام خدا

افتضااااححححححححححح

یکیش رفت💃🏻

خب امتحان پایان بخش ارتو رو هم دادم به سلامتی🥰🥰

این همونی بود که قرار بود از سوالای پره و دستیاری بیاره برامون پس کارمون سخت نبود و فقط تست ها رو میخوندیم اوکی بود🥰🥰

البتتتههههه😑😑

تو مباحث پایان بخش ما تومور ها و بیمازی های متابولیک نبودش ولی ازش سوال طرح کرده بودن😑😑😑

قشنگ چار پنشتا سوال رو اونجا شک دار زدم😑😑😒

ولی خب ازونحایی ک امتحان تئوریش رو قبلا دادیم یچیزایی یادم بود و حس میکنم درست زدم😁😁

غیر اونم دو سه تا سوال شک دار داشتم که اونا هم اختمال زیاد ذرسته ولی صد درصد مطمئن نبودم و ازونجا ک حافظه ی ماهی رو دارم الان اصلا یادم نمیاد چه سوالی بود که بخوام چک کنم🤣🤣🤣

آها یکیش یادم اومد😒

صفحه رشد متاکارپ اول کجاشه؟؟؟؟ خب بین سوالا متاکارپ پنجم رو داشت که تو دیستالش بود منم همونو زدم😒😐😐

گفتم شاید اشتباهی تایپیشون باشه😐😐

تایپش با مسئول آموزشمون بوده انگار مه اسم سرخپوستیش میشه(پرت از همه چیز)😐😐

فک کنننن...نوشته بود بیماری کین باخ چیه؟؟؟؟ بعد تو گزینه ها اسم استخوان های مچ دست رو نوشته بود😐😐🤣🤣🤣 در حالی که جواب میشه در رفتگی lunate ولی اون فقط خود لونیت رو نوشته بود😐😐🤣🤣

عصب رو نوشته عقبه😐😐

و کلللییییی غلط املایی دگ که خب حالا من چون خونده بودم متوجه منظور سوالا میشدم اگه نخونده بودم احتمالا فک میکردم از آسمون طرح شدن سوالا😐😐🤣🤣🤣

فقط برام سوال شد چرا این شاگردای زرنگ نشسته بودن وقتی من برگه مو دادم😐😐🤔 سوالاش خیلی مفت بود

بنظر من امتحان دو حالت بیشتر نداره

یا جوابشو بلدی یا بلد نیستی... اونایی ک بلدم رو میزنم

اونایی ک بلد نیستم رو هر گزینه ک قشنگ تر بود میزنم🥰

تشریحی هم اگر بود حتی اگه بلد نباشم یچیزایی مینویسم تیری در تاریکی😁😁🤣🤣

دگ نشستن و کلی فکر کردن نداره ک😐😐😐 سوالاشم ک واضح بود نمیفهمم واسه چی نشسته بودن😐😐

 

خو حالا اینکه ررففتتت

موند امتحان آسکی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

باید بشینم تا 12 تمام در رفتگی ها و شکستگی ها رو مرور کنم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

قشنگ همه چیزشو میخوانااا😐😐

گرافی میذارن و تشخیص و درمان و عوارضش رو میخوان😐😐😐

بعد درمان همه شون شبیه همه با اندکی اختلاف که همون اندک اختلاف آینده سازه برای بیمار😐😐😐

ایشالا ک اونم ب خیر و خوشی بگذره

همسر کفت ساعت 12 تازه حرکت میکنه

پس امروز میرسم لیزرم رو برم

بعدشم باید بشینم قلب بخونم و اسلاید درست کنم🤦🏻‍♀️ فردا کنفرانس دارم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ آریتمی های بطنی و فوق بطنی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

شام هم یا اسنک درست میکنم یا الویه🤔🤔 از همسر بپرسم ببینم اون چی میگه🤔🤔

 

صبحانه ی گوزل ازین به بعد😁😁

از دیروز ک اومدم خوابگاه زدم تو کار املت با رب😁😁 ببینم می ازش متنفر میشم بذارمش کنار🤣🤣🤣

حالا فعلا ک امروز دارم میرم خونه ولی وقتی برگردم صبحانه ناهار شام فقط املت ربی یا استامبولی😁😁🤣🤣

 

 

برا ادامه ی نوشته رمز گذاشتم ترسیدم یوقت ی آشنایی چیزی در بیاد🤦🏻‍♀️

کسی اگر بخواد میدم🤣🤣🤣

 

 

پ.ن:

کتابو باز کردم ک واسه 12 بخونم اند گس وات؟؟؟؟ 

جواب میشه پروگزیمالش😑😑😑😑 گننندتتتت بزنن عزیییززمممم😑😑😑😐😐😐

آخه آدم باید از فصل کلیات که همش داستانه سوال بدههه😐😐😐

 

پ.ن2:

انقده اعصابم از دست خوردم خرده😑😑

الان یادم اومد برای گاستیلوتایپ 2 هم سفازولین هم جنتا زدم در حالی که فقط سفازولینه و من اینو میدونستم😑😑😑

 

پ.ن3:

ادامه مطلب حذف شد😐😐😐

:(((

خسته شدم خوابم میاد  :(((

هنوز تستای اندام تحتانی مونده  :(((

تستای چند فصل دگ هم هست  :(((

ساعت 2 شد  :(((

7وربع هم امتحانه  :(((

امشب نخوابم خیلی بهم فشار میاد چون فرداشبم نمیتونم زیاد بخوابم  :(((

دیشبم دیر خوابیدم  :(((

😅😅

یه رزیدنت سال آخر ارتو هم داریم که آقاهه قبلا یه سال رفته رزیدنتی جراحی دیده خوشش نیومد انصراف داده😐😐

یه سال رفته رادیولوژی اونم خوشش نیومده انصراف داده😶😶

یه سال رفته رزیدنتی پوست اونم خوشش نیومده انصراف داده😳😳😳

 

و الان سال آخر ارتوپد هستش و بمظر میاد ازین یکی دگ خوشش اومده🤣🤣🤣

حالا بماند که تو یکی از رشته های علوم انسانی هم  phd داره انگار🙄🙄

ماشالا چقده اکتیو بوده

و ازونجایی ک رادیو و پوست هم قبول شده بوده مشخصه درسخونه🙄🙄

حالا منکه تو بخش فقط یه روز باهاش بودم ولی اسما میگه سمیو با اون بودن و مث اینکه یه مقدار هیز تشریف داره  :///

صالحه هم میگه شنیده ها حاکی از باسواد بودنشه  :///

 

اتند ها نه هاااا...ولی نصف دانشجوهای درسخونی ک دیدم همشون یه مشکل اخلاقی دارن چرا؟؟؟  ://

یه بنده خدایی هست تو کلاسمون حالا درسته درسش خوبه ولی خیلی ازخود راضیه و خودش رو بالاتر از بقیه میبینه و فک میکنه خودش از همه با سواد تره  ://

یکی هم رفیع که خیلی درسخونه ولی شحصیتش اصلا جالب نیس 

شایدم بچه های کلاس ما اینجورین نمیدونم والا  ://

البته بچه درسخون با اخلاق خوب هم داریم و با اخلاق بد هم کم نداریم خداروشکر  ://

همون نفر اول یبار ک فیژیوپات بودیم کورس روماتو دکتر ع یکی از کارشناس ها رو آورد ک یچیزی رو برامون توضیح بده(خیلی ساده بود مبحثش)

که خب اخرای کلاس عمون آقا بلند شد و با صدای بلند گفتش که الکی وقت ما رو گرفتین و چیزایی ک خودمون بلذ بودیم رو گفتین و  هیچی بلد نیستین و بمااااند که چقدر کل کلاس خجالت کشید بخاطر رفتارش ولی خب چ فایده... حرفاش دقیق یادم نیس ولی خیلی بد توهین کرد... خیلی بد

یا مثلا رفیع که فقط به فکر منافع خودشه و هیچوقت به دیگران فکر نمیکنه...

بخوام بگم زیاده... 

میخوام بگم با سواد بودن دلیل بر پزشک خوبی بودن نیس

یه اتند نفرو داریم سوادش خوبه ولی خب اخلاقش صفره و با مریض بد برخورد میکنه

یبار ک درمانگاه با دکتر الف بودیم مریضه اومد گفت من قبلا مریض دکتر میم بودم ولی انقدی که اخلاقش گنده و بده دگ نمیخوام برم پیشش!!! 

حالا دکتر الف بیچاره مونده بود جلوی ما چطور جمع و جور کنه قضیه رو هی میگفت نفرماییییننن ایشون استاد ما هستن خیلیم خوش اخلاقن و سوادشون از ما بیشتره🤣🤣🤣

ولی خب...

خیلی وقتا چیزی ک حال مریض رو خوب میکنه روی خوش پزشکه نه دارو

 

یادمه عمه بزرگم بخاطر کمر دردش یه مدت زمین گیر شده بود.. یه بار رفت پیش یه دکتر از همون بدو ورود با روی خوش از جلوش پا شده و گفته بههههه حاج خانوم شما که از منم سالمتری هزار ماشالا و یکم ازش تعریف کرده

از مطب ک میان بیرون پسر عمه م زنگ میزنه ب مامانش میکه دکتر چی گفت؟ عمه م میگه: من دگ خووب شدم پسرم کمر دردم خوب شد دگ... 

ببین روی خوش چقدر موثره ک اون پیرزن کلا دردش رو فراموش کرد و هنوز هیچکاری نکرده حس میکرد بهبود پیدا کرده

مشابه همین اتفاق برای یکی دگ از عمه هامم افتاده بود...تازه اونکه فکر میکرد دگ میمیره و روحیه ش صفرررر بود!!!

 

+چقدر سندرم شب امتحان ضایعه س🤣🤣🤣

چند روزه هیچی پست نذاشتم عدل امشب که فردا امتحان دارم نشستم رگباری پست طولانی میذارم🤣🤣🤣

برم یکم بخونم😁

😑😑

خفت شب امتحان رو میبینی تو رو خدا😑😑

باز بگین پزشکی خوب پزشکی گل😑😑 پزشکی 💩 هم نیس😑😑

🤣🤣🤣

به قول زهرا م که میگه: خوبه گوزل شوهر داره و انقده با همه رزیدنتا اوکی میشه اگه شوهر نداشت که همه رو پارو میکرد🤣🤣🤣🤣

 

خدایی رو هر کی میبینم کراش میزنم و اصن دگ لیلی میشم براش🤣🤣🤣

همه دوستام میگن خدا یچیزی میدونست که همسرتو قبل دانشگاه سر راهت قرار داده نگو میخواسته تو رو جمع کنه🤣🤣🤣

خدایی اسلام هم یکم دست و بال ما رو بسته وگرنه خیلی استعداد خونه خراب کنی رو داریم🤣🤣

 

اینکه با بعضی رزیدنتا خاطره سازی میکنم بخاطر لاس و چمیدونم چهره و اینا نیس اتفاقا چهره م خیلیم معمولی و خیلیم همیشه پوکر فیسم تو بیمارستان 🤣🤣 منتهی دگ به خواست خدا یه اتفاقاتی برام میفته با همه خوبا خاطره های قشنگ دارم🤣🤣🤣قشنگااااا🤣🤣🤣

کدوم اتند با اون ابهتش تا حالا به جوجه استاجرش گفته قرباااان شمااااا  🤣🤣🤣 عاره این یه تعارف خیلی ساده بین ایرانیاس ولی وقتی تو شرایطش باشی و به قولی leveling و خصوصا اونم رضا جوووون کراش عزیز اسما قضیه خیلی مهم میشه🤣🤣🤣

یا مثلا یکی دو ماه بعد جراحی که رفتم بیمارستان و نیکی رو تو راه پله دیدم و منو شناخت و برگشت و با کلی ذوق گفت سلاامممم خانوم دکترررر اینجا چیکار میکنی؟خوبی؟؟؟🤣🤣

و وقتی تعریف میکنم فقط شت و لعنت ه که از اطرافم میشنوم🤣🤣🤣

شتتتت

قبل این به هر بخشی گفتم مزخرف پس میگیرم و با قاطعیت تماااامممم میگم ارتوپدی خرررررر اسستتتت💩💩💩💩 ااسستتتتت😑😑😑

البته خدا رزیدنتاشو حفظ کنه هزار ماشالا یکی از یکی بهتر🥰🥰

هیییچیییی نخوندم و فقط چیزایی ک تو درمانگاه دیدم رو بلدم😐😐😐 

یه سری چیزای خفن هم یاد گرفتم ک بعدا میام میگم😎😁

 

 

ندااااااا....

یه رزیدنت داریم اصن آقاااااااا بیا پیوی شو برات بفرستم برو مخشو بزن یحتمل بعد فارغ التحصیلیش بره استرالیا🥰 بعد اتمام عمومی رفته بوده الان برای رزیدنتی برگشته🤭

اسمشم بهنام🥰

من میدونم این سال پایینی های ما خیلی فاکسن و حتما سعی میکنن مخشو بزنن😑😑😑

یکیشون اونموقع ک فیزیوپات بود و هنوز بخش نیومده بود گفته که رفتم جراحی مخ دانیال رو میزنم😑😑😑😒😒

دختره ی فاکس😑😒....اون دانیال خیلی حیفه خدایی بذارین سینگل بمونه بچه م خیلی معصومه  :///

البته مث اینکه قبلا با یکی از اینترن ها رل زده ولی اینکه هنوزم باهاش هست یا نه مشخص نیس  ://  ایشالا که کات کردن 😑😑

 

دعاااااا کنین ارتو رو پاس کنم این لامصبا مث نقل و نبات میندازن دانشجوها رو عنتررررااااا😑😑😒😒

 

سلام بچه ها من هستم حالمم خوبه

اومدم خونه و بد نیس حالم ولی یکم دل و دماغ اومدن ب وبلاگ رو ندارم و در اولین فرصتی که دل و دماغشو پیدا کنم کامنتاتونو جواب میدم و برای پستای قشنگتونم کامنت میذارم❤

ممنون ک سراغمو گرفتین❤🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

turn it on

هعییی

واقعا نمیفهمم یه نفر چطوووووررررر میتونه بزرگترین اشتباهات خودش در برابر دیگران رو انقدددررررر زووودددد فراموش کنه و انگار نه انگااااررررر

 

حالا من اگه یه اشتباهی در حق کسی بکنم تا عمر دارم جلوش شرمنده م  :||||

 

اول راهنمایی ک بودم طی یک حرکت جوگیرانه به معلم کلاس پنجن ابتداییم که میشد دخترعموی زن عموم پیش زن عموم گفتم که اونمه یه احمقه!!!!!!!!!!!!

و من هنوووزززز که هنوزه وقتی بهش فکر میکنم از خحالت صورتم سرخ میشه و تپش قلب میگیرم و همش با خودم فکر میکنم چطووورررر میتونم از دلش در بیارم و چقددرررر خجالت میکشم و میترسم از روبرو شدن به معلمم که واقعا دوستش دارم و اون حرف رو که زدم خیلی جوگیر شده بودم ولی خب چه حاصل از پشیمونی واقعا؟؟؟

 

بعد بقیه یجوری باهام رفتار میکنن که اگه منو بکشن سنگین تره دو روز بعدش انگار نه انگار😐😐😐😐

خدایا ازین روووو ها به ما نیز عطا بفرما😐😐

...

نذااارررر بگم که چقدر دلم شکسته....

ازینکه شرایط رو درک نمیکنن

ازینکه فقط به فکر خودشونن

و ازینکه قدرشناس نیستن و هر کار خوبی ک انجام میدی اونقدر کوچیک جلوه میدن که خودتم باورت میشه آدم به درد بخوری نیستی....

 

+بیشترین چیزی ک تا حالا ازش ضرر کردم زودباوری مه

هیچوقت فکر نمیکنم که کسی داره دروغ میگه یا الکی برای دلخوشی من حرفی میزنه... و همیشه هرکی هر چی گفته با تمام وجودم باورش کردم و بهش امید داشتم و همیشه هم بخاطرش دلم شکسته 

چرا تاریخ انقضای قول های آدما انقدر کمه؟؟

هر موقع کسی بهم قولی داده به یک هفته نرسیده کاااااملا توتالی زده زیرش و من ساده دل موندم با کلی امید و آرزو که متلاشی شده...

:((

دلم یکم خواب میخوااااددد  :(((  ولی از حس مرگ بعدش متنفرم  -__-

صبح هم ک این پسره زنگ زد بیدارم کرد نتونستم دگ بخوابم دیشبم دیر خوابیدم  -__-

education

آموزش ها رو گذاشتم ادامه مطلب  :)

تو یک هفته 2نفر با سرچ کردن یه رفلکسی به اینجا راه پیدا کردن خوف کردم  :)))

+امروز 18 شهریور1400

ادامه نوشته

😐😐

همگروهی ای(پسر) که ساعت 8و ربع صبح که تو خوابی زنگ میزنه و میگه فایل دو سالانه (یه کتاب) رو داری؟  چیه خداییی؟؟؟

بعد وقتی میگه خواب بودین؟ببخشین.. غیر از خواهش میکنم بفرمایید چی میتونم بگم آخه  -__-

تهشم فایل گزینه برتر رو براش فرستادم

عجب غلطی کردم شماره مو به همچین آدم پیگیر و خود مهم پنداری دادما  :|||

من...

رفتم سرویس بهداشتی و یلحظه چشمم به خودم تو آینه افتاد و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که من یه آدم با ظاهر و باطن زشت هستم که لیاقت این زندگی رو ندارم و محبت همه بهم فقط و فقط تظاهره..  

 

نه کسی دلمو شکسته نهpms هستم...

تخصص

یادم باشه به پوست هم به عنوان یکی از گزینه هام برای تخصص فکر کنم...

خیلی خستم برم بخوابم بعدا راجبش مینویسم...

🤣🤣🤣

عاقااااا اینو آسی(دخترعمه) برام فرستادههه🤣🤣🤣

 

متاسفانه همینطوره🤣🤣😅😅

یادم نمیره چقدر هیجان زده میشدم وقتی مریض CPR میاوردن یا اون پسره که با چاقو پریکاردش پاره شده بود😅😅

خداایا منو ببخش راضی نیستم ملت مریض شن ولی اینارم میبینم هیجان زده میشم😅😅😁😁🤭

-__-

ای لعنت به این خوابای بعد از ظهر پاییز و زمستون  -__-  کاش یاد بگیرم دگ نخوابم  -__-  الان یه ساعته بیدار شدم و همچنان پوکر فیس حالت زل زدم  -__-  گشنه مم هست  -__-  

تولد اسما

فردا تولد اسماست و خب ما امشب رفتیم بیرون

کادوشو قبلا با صالحه باهم یه فرنچ خریدیم و دادیم بهش  :) 

و تصمیم داشتیم روز تولدش کیک بخریم ک دیدیم امروز مناسبه و مثلااااا سورپرایز طور بردیمش بیرون به بهونه ی چایی  :))) 

ولی نامرد وقتی داشتم با ثمین و نسا حرف میزدم ک اونام بیان صدامو شنیده  :)))

بعد دم در خوابگاه نسا وایساده بود ک با آقای کریمی بیان(راننده ی خوابگاه) ما رو دید گفتش منتظر فاطمه م  و خلاصه خیلی ضایع بودیم  :)))

بعدشم که کلی منتظر تاکسی موندیم ولی لامصب چیزی نیومد در نتیجه تو زمانی که اسما برگشت شالشو عوض کنه با صالحه رفتیم به شاخه گل براش خریدیم و با اسنپ اومدیم شیرینی فروشی یه کیک اول قیمت کردیم گفت96 تومن یا خداااا... ی کیک دگ گرفتیم ک هم سایزش خوب بود هم خداروشکر طعمش قناذیشم معروفه و در کل خوبه... شمع و لیوان و پیش دستی هم خریدیم و رفتیم جلوی یه رستوران مه الان دگ بسته ولی صندلی های چوبی که بیرون درست کرده بود هنوز هستن و تو دل شب نشستیم اونجا ثمین و نسا هم اومدن و وااااایییی که چقدددرررر خوش گذشتتتت

چقدرررر خندیدیم

دلم برای جمع 5نفره مون تنگ شده بود

آخرین باری که انقدر زیاد بهم خوش گذشت رو یادم نمیاد و واقعا شب خوبی بود برام

هررررچندددد وقتی داشتیم میدویدیم یهو رگ پام دقیقا محل اتصال ران ب باتوک گرفت و رگ ب رگ شد و وااییییی که داشتم جون میدادم و جیغ میزدم همش  :)))  بچه ها میگن بینش آخ پام هم بگو ملت دارن رد میشن فکر بد نکنن  :)) و تنها چیزی که هممون ب ذهنمون اومد جیغ و دادهای موقع زایمان بودش  :)))  ولی خیلی سر و صدا کردم و درد خیلییییی وحشتناکی بود که جووووونم در اومد باهاش اصن  :)))

تهشم ثمین و نسا عجله داشتن زودتر با تاکسی برگشتن ما سه تا هم یکم پیاده روی کردیم بقیه مسیرو دگ با تاکسی اومدیم خیلی خسته شده بودیم

 

اصلا حوصله ی نوشتن ندارم الان و فقط خواستم که امشب برام ثبت بشه چون خیلی خیلی خیلی بهم خوش گذشت و خوشحالم که همچین دوستای خوبی دارم که فازشونم با من میخونه و خدا رو شکر میکنم بابت داشتنشون

یا خدا

ازونجایی که میخوام پروپوزالمو پرینت بگیرم و ببرم دکتر م بخونه و نظر بده استرس گرفتم و قلللللبم داره از دهنم در میاد  -___-

 

امتحان ارتو هم افتاد 4شنبه 8 صبح  -___-

تو گروه نظر سنجی گذاشتن بین 4شنبه و 1شنبه ی بعد تعطیلات که 3نفر من جمله بنده گفتیم 4شنبه 13 نفر گفتن 1 شنبه و استاذ هم قبلا گفته بود برای تاریخ باهاتون کنار میایم و مشکلی نیس

الان امروز نماینده پیام داده امتحان 4شنبه س   :|||

با اینکه خودم ب 4شنبه رای دادم ولی استرس گرفتم  :|||

لعنت  -__-

اهمممم

دیدم همه دارن پست رمز دار میذارن گفتم منم بذارم😁

 

چت دیشب با همسر که حالم خوب نبود و تهش حالم خوب شد  :) 

ادامه نوشته

کسی رو داری که اون‌قدر بلدت باشه تا بتونی بهش بگی "من نمی‌دونم خودت یه‌جوری آرومم کن"؟

 

 

نمیدونم واقعا.... فکر نکنم... 

گاهی اوقات همسر میتونه ولی خیلی اوقات نمیتونه...نمیدونم این نتونستنش بخاطر دوریه یا واقعا نمیتونه...خیلی سعیشو میکنه ولی خب...نمیشه و نمیشه و نمیشه...خیلی اوقات فقط گذر زمان حالمو بهتر کرده...

حضور پدر و مادرمم با اینکه بهم آرامش میده ولی خیلی اوقات بخاطر اختلاف عقاید و افکارمون حتی بهشون نمیگم که حالم بده... 

ادامه نوشته

House] MD]

هررررچقدرررر بگم عاشقشم کم گفتمممم  :))))

چقده جذابه آخه این مرد   :)))

 

عاشششق این مزه ریختناشم  :)))

اینم خلاصه ای از کل 10 فصل سریال  :)))

.. 🍃..

[i’m absolutely and completely in love with [him