عجب غلطی کردم دیروقت شام سفارش دادمااا -__-
گشنه میخوابیدم بهتر بود
انگار قسم خوردن تا قبل 1ونیم ساعت تحویل ندن
بیشتر از نیم ساعته ک زده تحویل پیک داده شد
و تو این هوای سرد لابد میخواد یه غذای یخ تحویلمون بده -__-
عجب غلطی کردم دیروقت شام سفارش دادمااا -__-
گشنه میخوابیدم بهتر بود
انگار قسم خوردن تا قبل 1ونیم ساعت تحویل ندن
بیشتر از نیم ساعته ک زده تحویل پیک داده شد
و تو این هوای سرد لابد میخواد یه غذای یخ تحویلمون بده -__-
چقققدررر از این سه تا پسری ک امشب باهاشون کشیکم بدممم میااادد...چقدر بچه ن و اصن به بلوغ نرسیدن...خیلی گیجن...خیلی کندن...خیلی بندازن
مریض nicu پذیرش شده میگن باید اینترن بخش شرح حال بگیره
عجبا
چطور تو کشیکای ما ماها میریم شرح حال میگیریم.حالا ک خودشون باید بگیرن زورشون میاد
مریضو انداختن ب ایدا الان ایدا هم تو پاویون واسه من قیافع گرفته
مسخره ها
یکی از یکی بچه ترن
لااااااامصب یه بوی عطری پیچیده تو پاویون که اصن دلمث برده انقدر ک خوشبوعه
کاش میدونستم مال کیه برم ازش بپرسم اسم این لامصب چیه ک انقدر جذابه🥺🥺🥺🥺
کشیک 5 اطفال قرار بود برم بیمارستان شهر آ ولی خب گفتن روتیشن صبحت رو باید بیای همینجا و ازونجایی ک ظهر سرویس برای شهر آ ندارن هنوز گفتن برو بیمارستان سانتر داخلی ک خب نوزادان و nicu داره
از ساعت 3 ک اومدم از پاویون نرفتم بیرون😁 و ازونجایی ک دو نفریم پارت کردیم و من فقط تا 10 شب هستم بعد اون عماد میاد😁 با رزیدنت هم صحبت کرده ک تحویل صبح رو نباشیم و در نتیجه من شب میتونم برگردم خوابگاه😁 گفتش یدونه هم خلاصه هست ک شب اومدم خودم مینویسم😁🤣🤣🤣🤣
چقدر نایس برخورد کرد این بچه😁
البته اینکه رزیدنتمون مهربونه هم بی تاثیر نیس😅 میگن کلا کاری نداره😅خانم دکتر ل😅
+همییییین الان یدونه کد 55 زدن اتاق عمل😐😐😐😐😐😐😐😐
البته بچه ها میگن لازم نیس ما بریم مگر اینکه رزیدنت بگه بیا🙄 حالا ایشالا ک نگه بیا😅😅😅

غششش کردم از خنده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
چققدرررر زیاد دوست دارم برای تخصص برام داخلی ولی چقدررررر بیشتر از جو اون بیمارستان متنفرم... از پرستارای مغرور و بی ادب و لاس بزنش.... خدماتی که هی میخواد باهات سر صحبت رو باز کنه..... ازون ساختمان مثل مثل قبرش... اسانسوراش ک همیشه خرابه.... اورژانسش که تو روزای گرم بوی تعفن میده.... از طب اورژانسای بدرد نخورش که به مریض نگاه نمیندازن و مستقیم داخلی میزنن... اون یدونه ای هم ک خوب منیج میکنه دنبال لاس زدن و شماره گرفتنه!! ازین جو بین رزیدنتا... ازین اتندای مغرور و ازخودراضیش...
همه جا اینطوریه؟؟ همه جا داخلی انقدر افتضاحه؟؟؟؟؟؟
دختر کوچولوی 5-6 ساله ی یکی از اشنا ها اومده اینجا PICU بستری شده و اصصصلا حالش خوب نیس احتمال زیاد هم ALL در بیاد
چقددررر خانواده ش امیدوارن و دعا میکنن و چقدر بده که حال بچه اینقدر بده...
اینتوبه س
هرنی مغزی
پلاکت صفررررر
مشکل قلبی
خونریزی مداوم
واقعا غیر از خدا کسی نمیتونه کمکش کنه
نوروسرجن گفت باید براش شنت بذاریم ولی با وضعیت الانش نمیشه
چقدر بده
چقدر سخته
از وقتی پروپوزالم رو ثبت کردم یه حس سبکی دارم که اگر میدونستم اینطور میشه زودتر خودم رو جمع و جور میکردم و تنبلی رو کنار میذاشتم
گفتن تا 20 روز داوری میشه و ایییشالا که اصلاحیه نخوره🥲
فردا که میرم خونه... ولی از هفته ی بعد میخوام برم آمارم رو هم کامل در بیارم و تماااام سعیم رو بکنم که تو این سه ماهه ک اطفال هستم دفاع کنم و نذارم بمونه واسه اونور سال
ایشالا که بتونم بر این دیلاتاسیون فجیعم غلبه کنم :)
الان یادم اومد یه اینترن داشتیم اسمش«مهستا» بود و خب من چقدر ازش خوشم میومد!!
بنظر من خیلی چهره ی قشنگی داشت و اخلاقشم خوب بود و خب خیلی شبیه خانوم دکترا بود😁

بیمارای خارجی هم داریم :)
واضحا اون علایم مسخره ی افسردگیخصوصا در چند روز گذشته کمرنگ تر شده و حالم بهتره انگار
هم داخلی مسخره تموم شد هم اینکه رابطه م با همسر بهتر شده و اخر هفته ی خوبی رو پیش هم داشتیم که تولدش رو همونجا گرفتم
کادو براش دو تا کت تک خریدم و شام و کیک
این کت ها اولین کت هایی خستن ک همسر صاحبشه
تو عروسیمونم حتی کت نخریده بود بخاطر مسائل مادی و مال پسر همسایه شونو قرض کرده بود
و چققدررررر خوشحاله و ذوق داره بابت همچین خریدی و چقدر حال کرد
و چقدر خوشحال شدم وقتی که دیروز کنارم دراز کشیده بود و در عالم خواب بود منم داشتم کنارش سریال میدیدم و یکی یکی پفک میذاشتم تو دهنش و گفتش که: الان از زندگیم احساس رضایت دارم
+خدایا حال خوبمون رو موندگار کن
8مین روز اطفال هم توی کشیک تموم شد و وارد روز نهم شدیم و حس میکنم بر خلاف جو پادگان نظامی طوری ک داره یهههه چیزاییییی میشه یاد گرفت اینجا!!!
یه اتند جنرال داریم دکتر ر که خب تا الان فقط با اون بودیم و بقیه رو هنوز ندیدم ولی چقدررررر دکتر ر خوب توضیح میده و چقدر هم کاربردی میگه و چرت و پرت و فیزیوپاتولوژی نمیگه!
و خب با توجه به شناختی ک از اتندای اینجا از دوران استاجری دارم تا اینجای کار بهترین اتند اطفال دکتر ر:)
رزیدنت همینجا هم بوده
ما ک استاجر بودیم سال 2 بود
علی هم هست :)
علی جزو خاطرات من و صالحه س :))
شکست خورده و سرخورده برگشتم!!!
دیشب تنهایی بیرون بودم خر شدم رفتم برس بخرم خیر سرم گفتم چوبیه ولی اصصصصصلا دقت نکردم ک چوبی نیست و کرده تو پاچه م و طرح چوبه و 100 تومن پول بی زبون کارت کشیدم اومدم و وقتی برگشتم خوابگاه متوجه عمق فاجعه شدم و امروز ک رفتم گفتش تعویض نمیکنم...
یجوری دارم بابتش میسوزم ک نگو و نپرس...
کلا من نباید تنهایی برم خرید چون هر چیزی ک چشمم خوشش بیاد میخرم و اصلا به قیمت و جنس توجه نمیکنم-__-
+اینکه نسبت به اختلالات روانیم insight دارم خوبه ولی اینکه پولشو ندارم رفعش منم اصلا خوب نیس -___-
+کاش یه نفر پیدا شه برام ادکلن very sexy اصلش رو بخره و من قلبم اندکی شاد بشه
+چقققدرررر ازینکه اطفال شبیه پادگان نظامیه متنفرم
چقدر استاجری همه چیز گوگولی تر بود!!
+فردا نوبت لیزرم بود ک کشیکم و انداختم شنبه
شنبه تولد همسره
+خاله م از انگلیس اومده و یه کیف مشکی مجلسی خوشگل اورده برام ک عاااشقش شدم. فقط کاش میتونستم اونطور ک بایذ ابراز احساسات کنم و ازش تشکر کنم!!
+پتوی خوابگاهم رو باید بدم خشکشویی این اخر هفته یا اخر هفته ی بعدی
+معاون اموزشی میگه اگه دست من بود ماهی 15 تا کشیک براتون میذاشتم!!! والا رزیدنت سال یک ماهی 12 تا کشیک میده...دیگه تا تهش برین ک چقدر ما اینترنا بی پناهیم...
+کاش میشد چند ماه از کل زندگیم مرخصی بگیرم و برم....
شاید امروز حالم بهتر از روزهای قبل طی این چهار ماه گذشته باشه...
🌱
سوال
وقتی شوهرت با بدترین حرف ها دلت رو میشکنه چجوری خودت رو جمع و جور میکنی که اطرافیان متوجه خرد شدنت نشن؟؟؟
20 نمره