اومدم شهر بغلی ک برم خونه میبینم هیچ ماشینی تو ایستگاه میست و الان اینجا لب خیابون کان مبارک رو گذاشتم رو پله ی یه مغازه ی بسته و نشستم  :))))

کیفم و وسایلمم پیشمه شدم مث این دخترای فراری  :))) 

منتظرم همسر بیاد که تا 2 ساعت دیگه خدا بخواد میرسه

فردا عید قربانه و اونقدر خسته م ک ترجیح میدم نرم خونه و بجاش این چند روز رو درست و حسابی استرلحت کنم و یه خرده به این جسم بیمارم برسم!!! 

ولی متاسفانه مجبووووورررررمممممم برم و نتیجه اینمه صبح بایا پاشم چار پنج ساعت جاده رو سوار ماشین داغون باشم تاااا برسم خونه و ار بدو ورود درگیر کارای قربانی

اینام ک همشون مبتلا شدن و واقعا خدا بخیر کنه

دلم میخواد فوش بارون کنم اونایی ک رعایت نمیکنن رو  -___-

به سلامتی خانواده ی لجباز و پر مدعای همسر هم کرونا گرفتن

اول همسر و مهرداد الانم میثم و پدرشوهر

خدا بخیر بگذرونه

چرا اطرافیان من انقده نفهم و لجبازن؟؟

یه گریه ی عمیق و طولانی دلم میخواد تو آغوش یه نفر ک حرفامو بهش بگم و اون فقط تاییدم کنه و بگه (حق با توعه)

این مرد یکاری باهام کرده که از صبحه هر  یه ربع قلبم داره ریست میشه!!!

یادم نمیاد AF بود یا  PSVT که این حالت رو میداد ولی خیلی حس بدیه

میدونه چقدر روی این قضیه حساسم

شوهر کیه؟؟؟

خریه از خرهای بهشت

 

مامانم واکسن زد  :)

سینوفارم یحتمل

 

بابام سنش نمیرسه😐

تو شناسنامه متولد 10 مهر 50 هستش😐

پدربزرگم اونموقع شناسنامه ش رو کوچیک گرفته ک مثلا دیرتر بره سربازی😐

وقتایی ک هورنی میشیم و دستمون ب جایی بند نیس چیکار میکنیم؟؟؟

آفرین

مجموعه ی fifty shades رو میبینیم😐😐😐

آقای استاد محصل دانشگاه تهران

شما به من نصیحت میکنی که دکتر شدم خسیس نباشم و ظاهر خودم رو حفظ کنم

کاش منم میتونستم به زبون بیارم و بگم شما هم که دکتر شدی لطفا هر موجود زنده ای رو چشمات دید لازم نیس حتما مسخره ش کنی

کشیکا خیلی سنگین شده

لود مریض خیلی بیشتر شده

مریصا همشون بدحالن

مرد جوون سچوریشن با اکسیژن70 داره

خانوادگی میان و بستری میشن

ازونورم مریضای تروما

مریضای مسمومیت

کیسای سویساید

بیمارای اعصاب و روان

یعمی لحظه ای برای نشستن وقت پیدا نمیشه و کل 12 ساعت رو ازین مریض به اون مریض در حال دویدنیم

بعد یلحظه ک میایم پشت سیستم میشینیم تا گرافی و سی تی مریض رو ببینیم همراه بیمار میاد فحش میده ک شما همش نشستین و هیچ کاری نمیکنین.... 

ملت بیمارستان ترکید

کاش یکم میفهمیدید و رعایت میکردید

در حال حاضر این مرد گند زده به اعصابم

من؟؟؟؟

تو این فکرم کخ زودتر برم اون کیف پول 370 تومنی رو از چرم مشهد بخرم که سالگرد ازدواج بتونم بهش کادو بدم

واسه خودم؟؟؟

یه کیف هست 85 تومن شاید اونو برا خودم خریدم!!!

آخرین باری ک ازش کادو گرفتم؟؟؟

فروردین 99 تولدم بود

تفکرات اون؟؟؟

اینکه من دوستش ندارم و بالاخره یه روزی ترکش میکنم!!!

تفکرات من؟؟؟

چجوری سالگرد ازدواج سورپرایزش کنم؟؟؟شاخه گل ازینجا بخرم ببرم تا خونه خیلی پژمرده میشه؟؟؟

نوشنه بودم پرید

فعلا در همین حد بدونید که شونه مریض در رفته بودم و خودم بای مای سلف جا انداختمش😌😎

چند وقت پیش شنیدم یکی از پسرای کلاس عقد کرده

با یکی از دخترای ترم پایینی

خب من از قبل نمیدونستم اینا با هم دوستن ولی همیشه با خودم فکر میکردم کدوم دختری میتونه با این پسر بسازه آخه؟؟؟؟؟

خیییلیییییی بچه س و فقط قد و هیکل گنده کرده ولی عقلش هنوز 4سالشه  :|||

خییلییی هم خود فهیم پنداره  :|||

کلا آدم مسخره ایه

برام جالبه ک دختره چجوری باهاش میسازه!!

 

بله دارم جاج میکنم  :|||

خو هر کسی تو دهنش جاجهایی داره دیگه😒

بنظر میرسه pms عزیز از راه رسیده

 

+خیلی دلم میخواد برم بیرون بچرخم و یه شیرموز بخورم ولی متاسفانه هوا انقدر گرم و شرجیه که تا پامو میذارم بیرون کل بدنم خیس میشه  -__-

 

+خود یخچال اتاقمون به اندازه ی کافی کوچیک هست و فریزرش پره اونوقت صالحه گوشت و مرغایی که از یک سال پیش داره رو یه نگاه نمیندازه کهنه ها رو بندازه دور ک یکم سبک بشه

والا 24 ساعته م تو اتاقه آخر امروز بهش گفتم میگه باشه ولی فعلا ک حرکتی نزده

 

+اعصابم رو به خرد شدنه

حس میکنم حتما باید برم بیرون تا آروم بشم  -__-

غر

هرچقدر بگم از سرپرست خوابگاه بدم میاد کم گفتم

ما قراره بریم اتاق این دختره رزیدنته و یکسری از وسایل شامل کتابامونم بردیم گذاشتیم ولی نه اتاقی واسه دختره پیدا میکنه بفرستتش نه ازونور دختره خودش پیگیره ک اتاقش رو عوض کنه

ازونورم به ما فشار میاره میگه شما با همه وسایلتون برین اونجا اون خودش مجبور میشه بره

حالا بماند که ازون دختره هم بدم میاد ولی اون کجا بره وقتی تو براش جایی پیدا نکردی؟؟؟

هر کدوممون یه کوه وسیله داریم تو اون اتاق کوچیک با 3تا تخت چجوری جا بشیم چارنفری با وسایلمون؟؟؟؟ 

تقصیرم میندازه گردن ما میگه چون شما نمیرین اونجا اونم نمیره یه اتاق دیگه

عجبا

گیری افتادیم

بعد الان دو تا دانشجو اومدن کلید به دست که عاره به ما گفتن اتاق 25 خالیه برین اونجا

اعصابمو خرد کرده بازم

دو ساله خون به جگر ما کرده این زن

یه کشیک فووووق العااااده سنگین که اصن لههههه شدماااااا

یه دعوایی هم سر گرفت تو فوریت که اصن به عماد نمیخورد بتونه اینقدر بلند داد بزنه😶 رامین هم درگیر شد

ازونورم محمدخانی همش میخنده و میخواد جدا کنه

طاهری هم حتی از جاش پا شد

خلاصه که به همراهاتون ادب و شعور یاد بدین ملت

 

#اینترن_له

یه احمقی به اسم پوریا ب از دیروز پیام میده خر الاغ

البته که بدون سین زدم حذفش میکنم امروز دوباره سلام داده الاغ

هیچی دیگه بلاکش کردم عنترو

فقط نمیدونم شماره یا آیدی منو از کجا آورده

من تا به الان فقط تو یه گروه بچه های پزشکی نمیدونم شماره یا آیدی گذاشتم برای فروش کتاب نورو کرمی

که اونم پارسال بود!!!

یعنی ازونجا اومده؟؟؟ نمیدونم والا

در هر صورت بلاک شد و تمام

همسر حالش خیلی بهتر شده خداروشکر(خودش ک میگه خوبم منکه پیشش نیستم ببینم) 

 

+دیشب که از کشیک برگشتم چنااااان خسته بودم که 10 ونیم بیهووشششش شدم اصن

 

+صبح ساعت 9 کلاس داشتم که 8 و ربع بیدتر شدم سریع اماده شدم اومدم.میبینم کسی نیس

انلاین شدم دیدم گفتن کلاس ساعت 10🤦🏻‍♀️

اونوقت من صبحانه هم نخوردم 

 

+کشسک دیروزم صبح با دکتر الف و عصر با دکتر میم بود که بایت بگم هر دوشون خیلی خوب بوذن برخلاف دکتر ف که هیچ کس ازش خوشش نمیاد

دکتر میم میگه اگه با دکتر ف کشیک بدی انگار کشیک ندادی  :))

چون هیچی یاد نمیده و ما فقط نقش شرح حال گیرنده رو براش داریم

ولی دکتر میم که اومد اولین اوردر رو خودش نوشت و من نیگا کردم

2تای بعدی رو دیکته کرد و من نوشتم

بقیه رو خودم مینوشتم دیگه  :)))

فقط گاهی میدادم چک کنه که چیز اضافه تری لازم هس یا نه

وگرنه من فقط میرفتم میگفتم همچین مریضی اومده 

میگفت خب خودت اوردرش رو بذار دگ  :)))

خیییلییی خوبن این اتندایی که دستتو باز میذارن

 

صبح هم که با دکتر الف بودیم بیمار کد اومد که خب اکسپایر شد

من رفتم اتاقCPR که یچیزی ازش بپرسم بعد اینکه جوابمو داد گفتش اونو بعدا انجام بده فعلا بیا اینتوبه کن🥰

که خب باید بگم در اولین تلاشم موفق شدم🥰🥰

بعدش یه بچه اومد مه تو دماغش تسبیح رفته بود پرسید تا حالا در آوردی؟؟ گفتم نه

گفت پس اینو نگاه کن اگه بازم اومد خودت انجام بده🥰

و جالب اینکه نیم ساعت بعدش باز یه بچه اومد که اونم تو دماغش مهره رفته بود

به پرستار گفتش بذار اینترن انجام بده🥰 

#اتند_گل

و خب درش آوردم🥰

 

میثم چقده گوگولیه😁😁

 

 

+مشکل همسر به نظر نمیاد هماتوشزی بوده باشه...فعلا نو پرابلم

با هماتوشزی همسر چیکار کنم؟؟  :((

خدایا من دلشو ندارم عزیزام مریض شن اعصابم داغون میشه تو رو خدا خوب شه دیگه  :((

اینتوبه کردمممممم😍😍😍😍😍😍

 

پ.ن:

جسم خارجی هم از دماغ بچه در آوردم😁😁

از یکم که رفتم خونه و جمعه که برگشتم همسر مریض بود و کلا کنارش بودم

هنوزم کامل خوب نشده و خیلیییی نگرانشم و ناراحتم ازینکه نمیتونم براش معجزه کنم تا حالش خوب بشه

تب هاش کنترل شده ولی سردرد و حالت تهوع و سرگیجه ش نه هنوز

کمتر شده ولی خوب نشده و بیشتر اوقات در حال استراحته

خدا رو شکر اشتهاش خوبه

اسهالشم انگار برطرف شده

ولی خیلی نگرانشم

هی همش چیزای بد میاد تو ذهنم

کاش زودتر خوب بشه

کاش زودتر بشه مثل قبلش

اینکه بیمار ببینمش خیلی سخته

ابتدای کشیک

 

 

انتهای کشیک🤣🤣

 

 

بچه ها جواد

جواد بچه ها😁😁

کناریش سوده س اونم خیلی گله😁

البته یه میثم نامی هم داریم که اونم از زیبایی های خلقت حساب میشه😁😁

میثم خوجل تر از جواده😁😁

جواد ولی خوشرو تره😁😁

بعله داشتم میگفتم

نورو که بودم خصوصا 2هفته ی آخرش رو 3کیلو وزن کم کردم!!!

قبلا 61 بودم یه روز که یه لباس جدید پوشیدم حس کردم لاغرتر شدم...رفتم وزن کردم دیدم شدم 59!!!

یه هفته بعدش رفتم وزن کردم دیدم شدم 58!!!! 

یعنی برگشتم به وزنی که ترم یک و دو داشتم!!!

 

خیلی برام جالب بود

منی که خیلی اوقات جقدر رژیم میگرفتم و چیزی نمیخوردم و چمیدونم ورزش میکردم که وزن کم کنم و بعد کلللییی زحمت تو یه ماه نهایتا نیم کیلو کم میکردم😐

که اونم در همان روزی که رژیم رو ول میکردم برمیگشت😐😐

 

حالا ببین نورو چقدر بهم فشار آورده که بدن من مقاومتش رو شکسته و سهههههه کیلو وزن کم کرده!!! 🤣🤣

هیچی دیگه

الان با یه اندام خوجل موجل در خدمتتونم🥰

البته که واسه خودم حس غریبیه🤣🤣🤣

چندین ساله که اینجوری نبودم🤣🤣🤣

همسر ناراحته که لاغر شدم میگه شدی پوست و استخون🤣🤣🤣

البته که نشدم😌🥰

از خودم راضیم

البته باید دید حالا وزنم باز برمیگرده یا نه

فعلا که اولین کشیک طب رو طوفانی شروع کردم🤣🤣🤣

 

و اینکه اشتهام خیییلییییی نسبت به قبلش کم شده!!!

فک کنم انقدی که تو نورو چیزی نخوردم معده م کوچیک شده و دگ حوصله ی بزرگ شدن نداره😅

تو کشیکا که خب غذای بیمارستان درست حسابی نیس و علنا میشه گفت غیر یکی دو لیوان چایی یا نسکافه چیزی نمیخوردم

پست کشیک هم که اننننقدی خسته بودم در دسترس ترین و ساده ترین چیز رو میخوردم

بین کشیکا هم نمیدونم چرا انقدر خسته بودم😐😐

کلا همش خسته بودم🤣🤣🤣

یعنی فک کن حجم خستگیم چقدر  بوده که من شکمو از خیر خوردن میگذشتم🤣🤣🤣

طب یه پرستارایی داره که اصن خدا حفظشون کنه  :))) 

به چشم برادری هزار ماشالا  :)))

گفته بودم نورو بودم 3 کیلو وزن کم کردم؟؟؟🤣🤣🤣

انقدر درگیر فوش دادن به دکتر سین و قرب

 

 

چند ساعت بعد نوشت::

ملت چخبرتووونهههههه

پاره شدم بابا

همش تصادف همش تصادف

بایا یخرده چشاتونو وا کنین

اولین کشیک ی بچه اکسپایر دادیم

 

+ادامه ی بالایی رو بعدا مینویسم 

داشتم مینوشتم مریض اومد

 

فک کنم پستمو دید جواب داد

 

+دیگه هیچ راهی برای ارتباط با دکتر ق ندارم😢

تموم شد دیگه همش همین بود😢

 

+حالا نمیتونست آخر پیامش یه 🌹 بذاره که من بیچاره اینور خر ذوق شم؟؟؟😒😒😒

عکسایی ک برای دکتر ق فرستادم سین نزده و جواب نداده😞

لست سینش هم نیم ساعت پیشه😞

 

کم کم داره عصبانیم میکنه ها بی لیاقت بازی درمیاره😒😒

سلام و درود بر اینترن طب اورژانس

 

 

+نمیدونم چرا روز آخری ک میخواستیم با دکتر ق عکس بگیریم این روپوشمو نپوشیدم و با همون گل و گشادم عکس گرفتم

لامصب این یکی خیلی خوب به تنم میشینه

 

+یه چند تا عکس هم بذارم از روز آخر در بخش نورو(غدد)

 

اینم ابسلانگایی که همیشه تو جیبمه واسه چک  plantar reflex(پاویونه)

به یاد دکتر ق

 

+اینم آخرین کشیک اینترن نورو که فشارش رفته بود بالا تا 16 و یه کاپتو خورده و منتظر بود تا بیاد پایین

نورو تموم شده و برام عجیبه ک چقدر حالم خوبه!!

درسته ک این هفته ی آخر با دکتر ق خیلی خوب بود و واقعاااااا دلم براش تنگ میشه ولی در کل نورو برام بخشی بود که اولش خیلی سختی کشیدم و به قول خودمون تروماتیزه شدم و اولین بخشی بود که به لطف وجود دکتر سین غیر مستقیم تحقیر شدم و تیکه کنایه شنیدم...

در حالی ک با بقیه ی اساتید همچین مشکلی نداشتم

 

دکتر ق هم تموم شد و به خاطرات پیوست

اون برای من مثل یه پدر دلسوز بود که خیلی هم عجله داشت!!!

و من براش مثل دختری شیطون بودم که دلش میخواد از لحظه لحظه ی بودن کنار پدرش استفاده کنه و با تمام وجودش براش احترام قائل بود

ایشالا که همیشه سالم و موفق و خوشحال باشه❤