چیکار کنم؟؟

دلم برای همسر تنگ شده

10م امتحان نورو دارم

11م تولد همسره

اگر الان برم خونه نمیشه 10 م فقط واسه امتحان بیام و برگردم ک تولد همسر پیشش باشم

اگر بعد امتحان برم بازم 10 شب میرسم خونه و وقت نمیکنم کیک درست کنم واسه تولد همسر

از یه ورم اگر الان نرم بعد 10 م بخوام برم اونموقع منس میشم  :((

و خب دوس دارم وقتی خونه م منس نباشم

مگر اینکه یکاری کنم

فردا برم خونه

کلا تا آخر عفونی خونه بمونم

واسه نورو هم خودم تنهایی امتحان بدم

ک خیلی ریسکی میشه  :(((

شتتت

شام ویژه زرشک پلو بود😐😐😐😐😐😐😐

من هوس کوبیده کرده بودم😭😭😭

ولی بازم خوردم ازش😐😐😐

یه دلستر و ماست و ژله و پرتقال و انار هم دادن😐😐😐

اونقدی  هوس کوبیده کردم ک شاید فردا بخرم😐😐😐

فعلا برم یکم ورزش کنم تا اییییین همه چیزی ک خوردم رو یکم بسوزونم😭😭😭

ناهار هم ماکارونی خوردم خیر سرم😢

چرا من یخرده سلف کنترل ندارم آخه😢😢

حالا درسته گشنه م بود و نون هم نداشتم ولی نمیشد یچیز سبک تر بخورم؟؟ 😢😢

حالا انگار تو خوابگاه چی دارم واسه خوردن😂😂😂

علل اینکه دوس دارم برم خونه:::: دلم برای همسر تنگ شده

 

علل اینکه دوس دارم نرم خونه و همینجا بمونم:::: امتحان نورو دارم 10 م و زمان هر سوال فقط 30 ثانیه بدون بازگشت پس باید بشینم بخونم!!////وقتی پروپوزالم تکمیل شد ببرم دکتر میم بخونه(خدا کنه اون خانومه زودتر انجام بده اصلاحیه رو) 

 

اگر برم خونه همسر تا پایان عفونی نمیذاره برگردم خوابگاه و میگه همینجا تو خونه درستو بخون

و میترسم دکتر میم فکر کنه چقدر تنبلم ک انقدر آروم و یواش دارم روی پروپوزالم کار میکنم!!!

 

+سرم درد میکنه و نمیتونم بخوابم

قلبم داره بخاطر میترکه از ناراحتی...کاملا بی دلیل

 

damn you pms

فاطمه

بهش میگم بیا ازت عکس بگیرم کلی ادا در میاره و خودشو عجیب غریب میکنه  :)))

نمیدونم از کجا یاد گرفته این شکلک درآوردن رو  :))) 

امتحان

خیلیییی سخت آورده بودن لامصبا

 

فقط دارو پرسیده بودن در حالی ک ب ما گفته بودن فقط دسته های دارویی و یکی دو تا مثالش رو بلد باشین کافیه  -__-

 

فقط نسخه و عوارض و طرز مصرف دارو و اینا بود

 

تازه شم یه سوال PTSD که صفحه ی آخر بود رو ندیدم😭😭😭 جوابش با اینکه یک صفحه پر میشد ولی کامل بلد بودم😭😭😭

 

بعدش رفتم با دکتر ش صحبت کنم و بگم دیدم جلسه داره تهشم با خودم فکر کردم الان برم بهش بگم ک چیکار کنه؟؟؟نمره ک نمیده...نیم ساعت بعد تحویل دادن برگه مم نمیذاره دوباره جواب بدم

 

در نتیجه بیخیال شدم

 

واسه PDD هم ک میخواستم برم پیشش فعلا میترسم... باز هم همون اجتناب های همیشگیم از دکتر رفتن  :///

 

 

+برای امشب زهرا و یاسمن دعوت کردن ک بریم خونه ی اونا...اسما ک میره...صالحه گفت نمیام...من دلم میخواد برم ولی خب یکمم خجالت میکشم...در اون حد باهاشون صمیمی نیستم آخه

 

تازه نورو هم باید بخونم...نمیدونم

 

فکر نکنم برم  :(((

 

 

ای بابا

کاشف ب عمل اومد اون برنامه ای ک فایل ارسالی استاد آمار رو باهاش باز کردم خوب نبوده و تازه الان دیدم ک کلللللییی اصلاحیه دادههههه😣😣😣😣

حالا ب اون خانومه ک پروپوزال رو برام نوشت پیام دادم ببینم میتونه اصلاحیه ها رو برام انجام بده😢😢😢

استاد آمار جوابمو داااادددد😍😍😍

هیپ هیپ هورااااا هیپ هیپ هوراااا هیپ هیپ هورااا😍😍😍

البته گفته نظراتمو تو فایل پیوست گذاشتم هیچ چیزی اضافه نکرده ک بهش😐😐😐😐

خو به هر حال

مهم اینه ک میتونم ببرم نشون دکتر میم بدم و خدااا کنه بشه زودتر ثبتش کنم😍😍😍

رژیم

خیر سرم این روزا دارم غذایی ک میخورم رو کم میکنما😐😐

نون سعی میکنم تا جای ممکن کم بخورم

برنج از وقتی اومدم خوابگاه فقط یبار خوردم

ماکارونی هم فقط یه روز ناهار و شام خوردم

سیب زمینی ولی زیاد خوردم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

مثلا دارم تلاش میکنم کربوهیدرات کمتری بخورم😐😐

بجاش امروز ازین شیرین عسل کرمدار ها خوردم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

پریروز یکم کرانچی خوردم چند روز قبلشم خوردم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

امشب هم شاید وقت نشه برم ورزش😢😢

ناهار امروز مرغ و هویج ک عاشقشم.صبخانه هم تخم مرغ آبپز و گوجه

دیروز دیزی پختم صبحانه هم کره پنیر🙄

پریروز یادم نمیاد😐😐

میدونی چیه

امشب وقت میکنم برم ورزش ها

ولی حوصله ی حموم رفتن بعدش رو ندارم😒😒

کل پروسه ی حموم و ورزشم یک ساعت میشه

تاااازه باید شرح حال هم بنویسم 2تا ک هر کدوم تقریبا 10 صفحه پشت و رو میشه😭😭😭

برای امتحان فردا هم اکثر مباحث رو خوندم

اضطرابی ها و مواد و داروها رو اوکی کردم

خلقی رو دارم مرور میکنم

اورژانس ها رو هم الان میخوام مرور کنم

اسکیزو رو هم باید مرور کنم

شرح حال رو باید بخونم

اگر تا ساعت 10 بتونم مرورامو انجام بدم تا 11 ورزش و حموم میرم بعدشم میشینم شرح حالمو مینویسم بعدشم یکم میخوابم

تقریبا 5 هم بیدار میشم تا 7ونیم مرور میکنم باز بعد صبحونه و 8ونیم هم ک امتحانه

بعد امتحان هم با اسما میرم بیرون واسه تولد همسر ازین شکلاتای باکلاس کادو بگیرم🥰🥰🥰 و البته اگر اومده باشه اسپری مونت بلان رو هم بگیرم😌

 

 

+بخش بعدیمون عفونی هستش و کلا مجازیه

خدا کنه کنفرانس من اوایل نباشه و با دکتر خ هم باشه ک میگن خیلیییی خوبه😢 خدایا پیلیز😢😢

 

+کم کم داره از موهای سفید تو چتریم خوشم میاد🥰🥰

+برای فردا شب شام ویژه ی شب یلدا رزرو کردم از سلف🙄🙄 ایشالا ک یچیز قابل خوردن بدن😒😒 زرشک پلو باشه ک نمیخورم😑😑

 

بازم pms و ویار های من😅😅

الویه.پاستا.کتلت.ماکارونی.کیک.مارشمالو.سالادماکارونی.قرمه سبزی.قیمه.مرغ و هویج.

حرف غذا اومد گشنه م شد😑😑😐😐

برم درس بخونم یکم😐😐

قبل رفتن هم ی نیمرو بدون نون بزنیم بر بدن😁😁

امشب ک رفته بودم پایین ورزش کنم خودم رو هم وزن کردم 61 بودم در کمال حیرت😐😐

فکر میکردم دگ حداقل 63 رو باشم 😐😐😐🙄🙄

کاش دوباره بشم 58 و من دگ چیزی نمیخوام😞😞

55 بشم مث دوران کنکورم ک دگ عاااالیییی میشه😅😅

دیشب 200 کالری امشبم 200 کالری سوزوندم طبق محاسبات تردمیل😁😁 هر شب نیم ساعت و تقریبا 3.3 کیلومتر😁😁

 

گشنمه الان☹️☹️

نصف پرتقال اسما بهم داد از ناهارم یکم مونده ولی میترسم بعد ورزش بخورم چاق کننده حساب بشه و این همه دویدنم حیف بشه  ://

کره و پنیر لبنه کالریش بیشتر در میاد یا چند قاشق دیزی؟؟  :///

اصن میرم تخم مرغ آبپز با گوجه میخورم😍😍😍

 

 

پ.ن:

تخم مرغ آبپز کردم ولی قبلش یه سیب خوردم دگ همون بسه دا

این همه دویدم هیچش نکنم با خوردن😐😐

تخم مرغ رو میذارم فردا صبحانه  :)

ازونجایی ک الان حالم خوبه شدیدا دلتنگ همسر هستم  :(((

 

اینا پیامای چند روز پیششه  :(((

میدونم یخرده املا و انشاش مشکل داره  :)))

(گلم جون)هم ک میگه به فارسی نباید تلفظ بشه هااا وگرنه عجیب غریب میشه😅😅 این یچیزیه بین خودمون ک نمیدونم از کجامون درآوردیم😅😅

جانام هم یعنی جان من😅😅

 

پیاده روی هم ک گفته این 3 هفته ای ک خونه بودم هفته ی آخرش رو اکثرا با هم شبا میرفتیم پیاده روی

اوایل ک من پیشنهاد میدادم تنبلیش میومد و قبول نمیکرد ولی یبار ک مجبورش کردم و خوشش اومد و خودش هر شب میگفت پاشو بریم   :))) 

الانم میگه ک دلش برا پیاده روی هامون تنگ شده🥰🥰

اون تهش هم ک گفته(یورگم توتللی)  معنیش میشه(دلم گرفت) 😅😅

 

قربونش برم من🥰🥰🥰

 

+انقد از هودی ای ک برا همسر خریدم خوشم اومده ک همش با خودم میگم کاش همسر خوشش نیاد و خودم بگیرمش  :))))

متاسفانه پول هم ندارم ک واسه خودم بخرم😅😅

وگرنه یدونه فقط از سایز لارجش مونده بود ک اندازه من میشد😢😢 واسه همسر دو ایکس گرفتم

خیلی جنسش نرمه مث پنبه میمونه😢😢

حداقل برم سبزش رو بخرم برا خودم😭😭😭😭

خدایا بهم پول بدههه😭😭

ناهارم یکم شور بود و چون ضعف کرده بودم زیاد خوردم و درنتیجه الان فشارم رفته بالا🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️😑😑😑

اندازه گیری نکردم ولی با توجه به حالاتم خودم میدونم ک رفته بالا

یکم چای ترش خوردم نمیدونم چرا اثر نمیکنه😐😐

دارو ندارم خوابگاه😐😑🤦🏻‍♀️

کاش من الان یه رزیدنت داخلی سال یک بودم و امروز کشیک داشتم و فردا صبح هم مورنینگ میشدم🥺🥺🥺

و سه چارتا مریض هیجان انگیز هم تو کشیکم میومد و من از کاتکول ریلیزهام روی ابرا سیر میکردم🥺🥺🥺

 

خدایا چیه این روان ک من درگیرش شدم اخه😑😑😐😐😭😭😭

داخلی به اون گل منگولی قشنگی و بدبویی🤣🤣 چی داره ک من الان باید روان بخونم😢😢

کاش میشد امروز مثلا تپ مایع آسیت رو برای اولین بار انجام میدادم😢😢😢

من بلد نیستم لیدهای نوار قلب رو روی مریض بذارم کاش الان بیمارستان بودم ک از یکی یاد بگیرم😢😢😢

من بلد نیستم از خانوم باردار NST بگیرم کاش تو زنان ذره ای به آموزش عملی هم فکر میکردن😢😢

همه چی رو فقط تئوریکال میگن و رد میشن ولی عملی هیشکی هیچی بهمون نمیگه😢😢

خدایی بعضی پرستارا مفید تر از بعضی اساتید هستن😐😐😑😑

مثلا من خودم امپول زدن و سوراخ سوراخ کردن ملت رو از یه پرستار یاد گرفتم  ://  آنژیوکت و اینجور چیزا  :///

بیشتر ک فکر میکنم غیر این هیچ کار عملی دگ ای بلد نیستم😐😐😐

اگه فشار گرفتن هم حساب میشه اونم بلدم با اجازه😐😐

حتی قلب ک بودیم اصن سوفل ها رو آموزش ندادن

خو این دگ چیزیه ک واقعا آموزش میخواد منکه از در و دیوار نمیتونم یاد بگیرم ک😐😐

نورو ک بودیم ولی یه سری معاینات رو خوب گفتن  ://

GAIT ها رو خوب گفتن  ://

دگگگگگ

سوند هم بلدم بذارم😐😐 جراحی یاد گرفتم😐😐 البته تا حالا واسه خانوما نذاشتم  ://

البته سوپراپوبیک واسه نوزادان رو بلد نیستم😢😢 خیییلییی دوس دارم بلد باشم😢😢😢

خدا بخواد شرح حال هم بلدم بگیرم  :))) 

ارتو هم ک بودیم تنها چیزی ک به درد بخور بود چک SLR بود ک دستشون درد نکنه اینو همه جا میگن البته همونم رزیدنت گفت و اتند بوووووققق😐😐😑😑

عاهااا

ارتو بگی نگی یکم هم گچ گیری یاد گرفتم ک اونم خانم پرستار آموزش داد نه اتند و رزیدنت😐😐

اصن هیییچ نوع جااندازی بهمون یاد ندادن😐😐 فقط تئوری ک اونارم خودم خوندم😐😐

کل آموزشمون از چشم هم همون 4 روزی بود ک همشو با هم جمع منی اندازه 1 روز هم آموزش ندادن😐😐 یعنی من با معلومات همون 4 روز قراره بشم دکتر😐😐😐

نذاشتن حداقل یه پریسه خودمون دربیاریم😒😒

عاها

نورو هم ک بودیم با اوفتالموسکوپ درمانگاه تونستم ته چشم الهام رو ببینم  :///  بسی هیجان انگیز بود برام😌

در کل امسال خیلی سال مزخرفی بود

خیییلییییی مزخرفففففففففففففففففففف

امیدوارم اینترنی خوب پیش بره😑

برای اینترنی هنوز گروه بندی نشدیم

ولی احتمالا این افراد باشن:

1خودم

2صالحه

3الهام

4زهرا

5فاطمه م 

6محدثه

7فاطمه ش

8بردیا

9احتمال زیاد فاطمه ش و رادین باهمن پس رادینم هس

 

فعلا همینا

اگه رادین بیاد امکان داره سجاد و علی هم بیان ک با هم دوستن

عاقا من با این ترکیب موافقم  :)))

معصومه هم دوست داشتم باشه ولی خب با فاطمه م مشکل دارن و نمیشه 

 

علت این پست طولانی اینه ک امتحان دارم و دارم مثلا خودمو مشغول میکنم ک نرم ادامه ی اختلالات شخصیتی رو بخونم  :))) 

 

+بعضی از کیس های روان خیلی راحت کننده ن...

#دختر 15 ساله بیچاره ای ک ناپدریش ازارجنسی بهش میرسونه و تاچش میکنه و به هیشکی نگفته و بخاطرش دچار سودوسیژر شده...

میدونم خریت محضه ولی همین الان دلم خواست دوقلو باردار باشم🥺🥺🥺🥺

متنفرم از روااااننن😑😑😑

1شنبه امتحان تشریحی داریم

اسما میگه دکتر ش گفته کرایتریا خوب بخونین

دارو هم در این حد ک بدونیم کدوم دارو تو کدوم دسته ی دارویی هستش😐😐

من باور نمیکنم😐😐

همه چیزشم لامصب شبیه همه

فصل مواد رو ی دور خوندم  مخم رد داد😐😐

الانم اختلالات خلقی😑 کم کم خودم دارم دچار MDD میشم از دست اسن امتحان روان😑😑 زودتر بدیمش شرش کم شه😑😑

خر الاغ عنتر😑😑😑

شکر خدا روز به روز به چربی های بدنم افزوده میشه😑😑😑

اهم اهم

بذار از خوبی های مادرشوهر بگم

امروز صبح همسر اومد اینجا ک ماشین رو ب نام من بزنه و ساعت 7و50 مرکز تعویض پلاک نوبت داشتیم  تقریبا 1 ساعته کارمون اوکی شد و اومدیم بیرون

وقتی اومدیم بیرون همسر از روی خوشحالی ک کارش درست شد زنگ زد مادرش رو خبر کنه و گوشی روی آیفون بود منتهی مادرشوهرم نمیدونست ک رو آیفونه

اهر حرفاشون مادرشوهرم بهش سپرد که حالا ک کارت درست شد خرید و ایناتو فعلا بذار کنار گوزل رو ببر ابنور اونور چیزی اگر لازم داره براش بخره و گوزل رو راضی کن و برگرد

 

حرفش خیلی به دلم نشست

اینکه به پسرش میسپره ک حواسش به زنش باشه و دلشو به دست بیاره

البته خب بازم خودم به همیر گفتم که نمیخواد بریم جایی و بهتره ک تا شب نشده زودتر کاراشو بکنه و برگرده خونه

اصرار کرد ک بیا بریم جنگل و اینا گفتم نه نمیخواد بهتره ک زودتر بری خونه الان روز کوتاهه زودی شب میشه

راضی هم هستم

 

+تقریبا شروعpms و این روزا خیلی بی دلیل دلم میخواد گریه کنم... هیچ مشکلی هم ندارما... ولی چشمام پر اشکه

خداروشکر فعلا در حد pms هستش و هنوز pdd نشده و ایشالا ک نشه

به اسما سپردم از خانم دکتر ش ک روانپزشک هستش و روانکاوی هم میکنه برام یه نوبت بگیره برم پیشش چون مطبش ی شهر دیگس باید برم بیمارستان

فعلا ک درست نشده

1شنبه امتحان روان دارم اگر اون روز دیدمش خودم بهش میگم

^__^

بالاخره کادوی همسر رو خریدم🥰🥰

یه هودی خیلی خوشگل جنسشم عالی فوق العاده نرمه🥰🥰

البته اول دوس داشتم ی هودی قرمز یا سبز یا سرمه ای خوشگل بگیرم ولی خب هر جا رفتم یا جنسش خوب نبود یا سایزی ک میخواستم نداشت 

ک فاینلی اینو پیدا کردم🥰🥰🥰 این رنگو داشت و یه سبز دگ داشت ک این یکی قشنگ تر بود🥰 البته یه سرمه ای هم داشت ک خب اونش خیلی قشنگ نبود😅

اون نقطه ی سفیدی هم ک تو عکس دیده میشه نوره و لکه نیستا😅😅

قیمتشم گفت 460 تهش با ایکی ثانیه چونه 435 حساب کرد🥰🥰

از قیمتشم راضیم🥰🥰

واسه من که خیلی بلنده😅😅 جای مانتو میشه برام😅😅

 

میخوام یدونه هم اسپری مونت بلان بگیرم گفتش الان ندارم 2شنبع میرسه با قیمت 38

موندم یه اسپری بلک افغان هم بگیرم یا نه🤔 عطرشو ک قبلا همسر گرفته بود خیلییییی بوش خوب بود ولی اسپریش رو بو میکنم حس میکنم به خوبی عطرش نیس  :/// عطرشم بخوام بگیرم باید خدا تومن پول بدم😑😑

یه روز دگ هم با اسما میرم ک شکلات بخرم🥰🥰

یه لواشک هم میخرم و دگ بسه دگ نه؟؟😁😁

عاها قاب عکسمونم هس😁😁

در اسرع وقت اینجا یه نظرسنجی بذارم ک کدوم عکسمونو چاپ کنم😁😁

عروسی فیبی(اسپویل)

 او مای گاااددد(با لحن ریچل)🥺🥺🥺

باورم نمیشه فیبی عروسی کرد🥺🥺

تو کل این سریال 2 جاش گریه کردم

اولی وقتی چندلر از مانیکا خواستگاری میکنه

دومیشم عروسی فیبی و مایک

چتری

موهامو چتری زدم و خب یه چند تیکه تار موی سفید توش دیده میشه

صالحه و اسما میگن اون تار موهای سفید خیلی قشنگش کرده ک خب من خودم قبول ندارم

تازه من فک میکنم چتری خیلی بهم نمیاد ولی اسما میگه بامزه میشه  :|||

 

عکس تو ادامه مطلب

ادامه نوشته

برای حرف زدن با استاد امار خیلی استرس دارم

ساعت 1ونیم میرم اونجا میشینم ولی اگر قبول نکرد چی؟؟؟اگر گفت سرم شلوغه چی؟؟؟

فردا هم امتحان دارم و نمیتونم برم

بعدشم ک 4شنبه و خیلی استرس دارم

خدا کنه دکتر ر قبول کنه

حالا بعد اینکه قبول کرد هم من اصلا نمیدونم باید باهاش چیکار کنم😞😞

اسما میگه خودش بلید دو تا مقاله به استاد آمار بده تا اون براش حجم نمونه رو مشخص کنه

ولی خب حجم نمونه ی من مشخصه دگ

کل بچه هایی ک تو سال 99 تو بیمارستان اطفال بخش هماتواونکولوژی بستری شدن رو از نظر کووید و چیزای مربوطه ش باید بستری کرد

ایشالا ک خدا دکتر ر برام توضیح بده باید چیکار کنم😞😞

 

 

پ.ن:

ساعت15:12

خبببب

رفتم بیمارستان دکتر تقریبا ساعت2 و ربع اومد

رفتم خودمو معرفی کردم و گفتم ک با دکتر فلانی پایان نامه برداشتم و ایشون برای استاد امارم شما رو معرفی کردن

موضوعمو پرسید و بعدشم گفتش ک فایل word پروپوزالتو برام بفرست تا منم کامنتامو روش پیاده کنم 

کل حرفامون 5 دقیقه هم طول نکشید

ایشالا که استاد خوبی باشه و همکاری کنه باهام

 

دلم نه بیمارستان رفتن میخواد نه خونه رفتن

دلم یجایی رو غیر این دو تا میخواد برای مدت حداقل 1 ماه

دلم هیجان میخواد

راحتی خیال میخواد

دلم یجایی رو میخواد که صبح ها انگیزه ی بیدار شدن داشته باشم

با اینکه وقتشو دارم ولی حوصله ی درس خوندن رو ندارم اصلا

از خونه بودن هم خوشم نمیاد

همه چیز برام تکراری و خسته کننده شده

دلم میخواد در طول روز اونقدر خوش بگذرونم که شبا از خستگی له باشم و نصفه شب از خستگی خوابم ببره

خیلی وقته ک بخاطر محدودیت هایی ک برای خودم گذاشتم تو هیچ عروسی ای نرقصیدم 

دلم یه عروسی مختلط میخواد که توش هرچقدر دلم میخواد برقصم

دلم لب ساحل میخواد

دلم قایق موتوری میخواد

دلم پیاده روی تو جنگل میخواد

دلم شب بیرون خوابیدن میخواد

ذرت مکزیکی های داغ و تند حین پیاده روی

دلم میخواد از ته دل بخندم

هیچ نگرانی ای نداشته باشم

حقیقتا حق من از زندگی این نیست

حس میکنم حقمه که از یجایی ب بعد دگ حس خوشحالی و خوشبختیم کامل باشه که خب انگار هنوز وقتش نشده 

دلم خواست الان تابستون باشه و من با یه لباس کوتاه و یه کلاه رو سرم موهامم باز کرده باشم و لب ساحل بدوم و بخندم

دلم خواست هرکاری که دوست داشتم بکنم و کسی منو قضاوت نکنه

باید برم دنبال استاد آمار

تو بیمارستان ص گفتن محل کارشه و تلفنشم جثاب نمیده خر عنتر

فردا باید ازینجا تا اونجا کلی پاشم برم که هست یا نیست و قبول میکنه یا خیر 

چون راهش دوره سرویس داره ولی اونم فقط یدونه ک 7 صبح حرکت میکنه😐😐

من واقعا دلم نمیخواد7 صبح پاشم برم اونجا  :|||

بخوام با اسنپ برم یه 9تومنی میشه معمولا صبحا

تاکسی 2تومن میگیره ولی خیلی کم پیدا میشه😐😐

البته بازم اگر تولد همسر نبود با اسنپ میرفتم ولی خب الان هزارتومنم برام هزارتومنه😑😑

احتمالا ساعت 9 اینا میرم بیرون ببینم اگر تاکسی اوکی نشد با اسنپ میرم

 

 

+هنووووووزم فاز ستاره رو درک نمیکنم ک میخواد واسه همسر تولد سورپرایز کننده بگیره ولی با من هماهنگ نکرده😑😑😑

من آمده ام

خبببب

اول از همه بذار یچیزی رو بگم ک خیلی ذهنمو مشغول کرده

دیروز مادرشوهرم گفتش ک ستاره میگه میخوام برای فلانی(همسر من) ک میشه برادر بزرگ شوهرش تولد بگیره و واسش کیک و کادو بخره و سورپرایزش کنه

مادرشوهرمم بهش گفته با گوزل هماهنگ کن پس

 

اولندش واقعا برام جالب نبود ک اون سرخود میخواد واسه شوهر من تولد بگیره...با با تو شوهر خودتو بچسب ب بقیه چیکار داری

یا اینکه بنظرم درستش این بود ک اول با من درمیون بذاره و هماهنگ کنه نه اینکه بخواد خودش همه چیز رو اوکی کنه

حالا نمیگم نیتش بده ها شاید واقعا با دل پاک داره اینکارو میکنه ولی خب چون بچه س(۱۸ساله) واقعا عقلش نمیکشه ک اول بایذ بیاد و با من هماهنگ کنه

 

حالا من باید ی کادو بخرم ک اولندش یوقت کمتر از کادوی اون و میثم نباشه

دومندشم اینکه من پول ندارم

تقریبا 100 تومن تو حسابمه

150 هم نقد دارم ک کم کم جمعش کردم

با اسما و صالحه هم ک مشورت کردم اسما گفت میتونم200 تومن از اون قرضم رو بهت بدم گفتم نمیخواد بدی

گفت اون ی مقدار پولی ک دستم داری هم هست منم گفتم فعلا باشه دستت اگر لازم شد میگیرم و واقعا دوست ندارم بگیرم پس هیچی

 

ب همسر گفتم باید برا پره کتاب بخرم و پول لازم دارم و میدونم ک هرچقدر بخوام برام میریزه ولی خب موندم ک مثلا بگم1 تومن برام بریز عایا قبول میکنه؟؟؟

به اسما گفتم از داداشش بخواد فردا بره از شهر همسایه ادکلن مونت بلان و لجند رو قیمت کنه

اینحا مونت بلان تقریبا1200 و لجند تقریبا 500 تومنه

من فک  نکنم در کل بتونم بیشتر از 700-800تومن هزینه کنم

تازه پول لیزرمم باید بگیرم از همسر

مثلا 500 تومن اگر برا ادکلن خرجش کنم دلم میخواد یدونه هم هودی براش بخرم.. ترجیحا رنگ قرمز چون خیلی دوست داره یه لباس قرمز رنگ داشته باشه... نمیدونم شایدم سبز یا زرد خریدم

خیلی دوست دارم ک کیک رو هم تو شهرمون سفارش بدم ک قشنگ باشه ولی میدونم ک از پس هزینه ش برنمیام...داشتم فکر میکردم ک پس خودم درست کنم و میترسم ستاره بخواد سفارش بده و کیکش زشت باشه!!!

کیکی ک خودم پارسال درست کردم رو واقعا دوستش داشتم

 

کاش میشد از یکی در حد 400-500تومن قرض کنم

میدونم ک همسر 1 تومن برام نمیریزه و میگه زیاده

ازونور150 تومنم پول لیزرم هس

تاااازه من چقدر خوش خیالم ک دارم فکر میکنم کاش بشه یه پیراهن هم براش بگیرم با یدونه اسپری  ://

خدایا چرا انقده همه چیز گرونه آخه  :(((

هودی جنس خوب پارسال 350 اینا بود امسال حتتتما 500 تومن رو هس دگ

البته جاییی ک من ازش برای همسر خرید میکنم خییلییی گرون فروشه و همه هم میدونن ک خیلی بندازه ولی نمیدونم چرا هر حا رو میگردم فقط از حنسای اون خوشم میاد و بهش اعتماد دارم

چون تا حالا از خریدم پشیمون نبودم و تنوع خوبی هم داره

 میخواستم امسال از مغازه های دگ ک کمتر بنداز هستن خرید کنم ولی واقعا میترسم یوقت کادوم کمتر از کادوی ستاره نباشه  :(((

تازه یدونه هم قاب عکسمونو میخوام کادوم کنم این یکی خداروشکر خیلی گرون نمیشه  :((

 

خدایا چیکار کنم؟؟  :(((

ای کاش پول داشتم😞😞

خجالت میکشم از صالحه بخوام بهم قرض بده😞

مامانم هم میدونم نداره بنده خدا

اگر قرض کنم میتونم تیکه تیکه پس بدم ولی الان یهویی انقدر پول ندارم😞😞

😌

و قسم به خوابگاه و راحتی آن...

:/

یخرده برا خودمم عجیبه ولی این روزا یکم نسبت به بچه دار شدن نرم شدم و حس میکنم دلم بچه میخواد😐😐😐

هر چند الان نمیشه و یجورایی با همسر داریم فکر میکنیم ک من استریت بشم و مستقیم برم تخصص

چون دوس دارم یا قلب برم یا داخلی هنوز مطمئن نیستم کدوم ولی احتمال زیاد تهش بشه همون داخلی دانشگاه خودمون

ولی یچیزی هست ک جدیدا به ذهنمون خطور کرده

منی ک متخصص داخلی قراره بشم و تو شهرمون حتی یه مرکز رادیولوژی نیست(بجز بیمارستانی ک در اینده قراره افتتاح بشه)  و آزمایشگاهش هم قابل اعتماد نیس به غیر خودکارم هیچ امکانات دگ ای نخواهم داشت

دقیق مطمئن نیستم ولی بنظرم اینطور میرسه ک بیمارستان فقط مثلا سونو های پزشک درمانگاه و بخش خودش رو انجام میده و نسخه ی آزاد رو انجام نمیده!!!

واقعا اینطوره عایا؟؟؟ 

همسر میگه رشته ی رادیولوژی هم خوبه ولی خب من اگر برم باز فقط میتونم تو بیمارستان کار کنم نه جایی دگ تو این شهر!!!

از اونور هم قبلا ک باهم حرف میزدیم طی کردیم ک زندگی آینده مون یا تو همین شهر کوچیک خودمون باشه یا مهاجرت کنیم!! 

از زندگی تو شهرای بزرگ خوشمون نمیاد خیلی و بیشتر از من همسر خوشش نمیاد

من برا خودم بدم نمیاد بیشتر حس میکنم محیط شهرهای بزرگ برای بچه هام خوب نیس  ://  درسته ک امکانات بیشتره ولی خیلی چیزای دگ هم بیشتره ک من خوشم نمیاد

 

ایشالا ک عاقبت هممون بخیر بشه

خیلی بد شد

ماشین جدید همسر پلاک کرمانشاهه ک خب استان خودمون نیستش و بخاطر این تعطیلی ها نتونسته بره تعویض پلاک و این چند وقت گاهی بیرون میاوردش ولی خب کسی گیر نمیداد و اینا

دیشب نمیدونم رو چ حسابی روی یکی از اعداد پلاکش چسب زده ک مشخص نشه و باهاش مغازه بود منم پیشش بودم ک پلیس اومد و هم بخاطر پلاک غریبه بودن و بیشتر بخاطر مخدوش کردن پلاک مدارکش رو از گرفت

همسر همونجا به دوستش روح الله ک خودش تو سپاهه ولی با اون افسر نیروی انتظامی ک مدارک رو گرفت رفیقه زنگ زد و ازش خواست مدارک رو بهش بده ک خب اون افسره هم قبول نمیکنه

الانم همسر زنگ زده و میگه افسره لج کرده و میگه حتما باید بره دادگاه

روح الله گفته تا ساعت 2 همونجا باش تا برات بگیرم مدارک رو

و وااااقعااا از خدا میخوام کمک کنه ک بتونه مدارکش رو بگیره

همسر خیلی ناراحته و البته خودشم قبول داره ک اشتباه کرده و پلاک رو مخدوش کرده و میگه حاضرم جریمه بدم ولی دادگاه نفرسته

 

حالا منکه ب خودش چیزی نگفتم ولی هر وقت حرف منو گوش نداده عین چی پشیمون شده

چند روز پیش هم ک اینکارو کرد بهش گفتما

گفتم یوقت پلیس میبینه و گیر میده بد میشه

تو تلگرام هم خوندم ک گفتن جریمه ش 3ماه تا 1 سال حبسه

خودش جدی نگرفت

باز خوبه خودش قبول داره ک اشتباه کرده

خدایا خواااههششش میکنم ازت نذار این ناراحتی همسر بیشتر از این طول بکشه و امروز بتونه مدارکش رو بگیره

من از طرف اون قول میدم دگ این کارو نکنه و بچه خوبی باشه😞

 

 

+از هفته ی بعد قراره حضوری باشه بخش هامون...

 

امتحان روان....شت

 

 

 

پ.ن:

ساعت 19:01

با همسر حرف زدم گفت روح الله مدارکم رو برام پس گرفت

خدایا شکرت

 

Heeelllpppp

بچه هاااا

تو رو خدا کمکم کنییددددد

میدونم یه مدت غایب بودم و واقعا نمیدونم چرا وقت نمیکردم بیام وبلاگ😐😐

 

حالا هلپ در چ موضوعی؟؟

11دی تولد همسره

من نه پول دارم کادو بخرم نه تو شهرمون یچیز درست حسابی میفروشن😑😑

 

ته تهش بتونم 300 تومن پول دست و پا کنم

ک اونم 200 تومنش دست اسماس و خجالت میکشم بهش بگم بده چون خودش چند روز پیش کفت اگه میشه همسرت یکم پول بهم قرض بده و حس میکنم زشته الان بگم اون 200 تومنی ک تو حسابت برای تولد همسر گذاشته بودم کنار رو بهم بده 🥴

 

کادو واقعا نمیدونم چی بخر

بافت و پولیور قبلا زیاد خریدم

پیراهن و شلوار هم زیاد خریدم😑

ادکلن قبلا یبار خریدم تو شهرمون ادکلن نمیفروشن انقد ک کوچولوعه وگرنه یدونهlegend مد نظرم بود حول و حوش 500 تومن بود

ست چرم استفاده نمیکنه و کمربند گفت دوست دارم خودم بخرم قبلا یبار ک مطرح کردم

اهل کتاب خوندن نیس

اهل لوازم تعمیر و این چیزا نیس

وسایل بهداشتی اینا هم حس میکنم خوشش نیاد به عنوان کادو 

قبلا یبار حواع تنپوش کادو خریدم براش خیلی خوشش اومد

شلوار هم قبلا کلی خریدم

ساعت و عینک هم پارسال خریدم

وسایل فانتزی هم قبلا گرفتم و اینکه تو شهرمون ازین چیزا نیس😑😑

ماگ هم قبلا ی جفت گرفتم استفاده نمیکنه میگه حیفم میاد😐 و اینکه خیلی اهل ماگ نیس😐😐

کلاه نمیپوشه میگه موهامو خراب میکنهه😐😐

شال گردن قبلا یبار براش بافتم استفاده نمیکنه چون اصن هوا جوری نمیشه ک لازمش بشه و همه جا هم با ماشین میره و در نتیجه هیچی😐😐

چطپره یه لیف براش ببافم؟؟؟هرچند اونم استفاده نمیکنه😐😐😐 میگه پوستمو خراب میکنه😐😐😐😐😐

ازونایی ک به عنوان کادوی شوهر واسه خودشون لباس میخرن هم قبلا خریدم  :)))  واینکه شهرمون هیچی نداره

لواشک و شکلات هم ک خیلی دوست داره قبلا خیلی خریدم و پای ثابت کادوهامه

قاب عکس دو نفره مونم قبلا کادو دادم

کیک هم همیشه خودم پختم براش

جورابم قبلا خریدم حتی😐😐

دگ چی؟؟؟☹️☹️☹️

میشه یکم راهنمایی کنید☹️☹️

عاها راستی

پاور بانک و هندزفری بلوتوثی لازم داره اکثرا ولی هیچ اطلاعاای در موردشون ندارم و نمیدونم چ مارکی خوبه و اینا و اینکه پولم نمیرسه😐😐

تازه اگه از اسما خجالت بکشم پولمو بگیرم الان حسابم فقط 115 تومن دارم خاک به سرم😐😐😐

چون خوابگاه نیستم و خونه هم خرجامو همسر از کارت خودش میده دگ هیچی نمیریزم تو کارت خودم😐😐 اگه بخوام بریزمم ضایع میشه😐😐

 

تولو خدا کمکم کنییدددد🥺🥺🥺🥺

 

حس میکنم از پهنا خیلی دگ دارم بزرگ میشم  -__-  :((

 

+نمیدونم چرا حوصله ی وبلاگ ندارم اصلن

حقیقتش حوصله ی هیچی رو ندارم

تعطیلات کسل کننده ایه

خسته شدم از خونه بودن

کاش میشد زودتر برگردم خوابگاه