الان خانوم الف زنگ زد بهم که تو دبیرستان دبیر ادبیاتم بود...

قبلا زنگ زده و گفته بود ک خواهر زاده ش دانشگاه ما قبول شده و اگه میشه راهنماییش کنم و منم گفتم شماره مو بهش بده و در حد توانم کمکش میکنم

 

الان خودش بهم زنگ زد و یه چند تا سوال ازم پرسید و من با جوووووون و دل توضیح دادم🥰

و خیلی حس خوبی گرفتم از توضیح دادنم و حتی دوست داشتم ک سوالات بیشتری بپرسه ولی لامصب زود تمومش کرد😅

میدونی چیه

شاید بخاطر اینکه خیلی وقت بود حس مفید بودن نداشتم

خیلی وقت بود با اطمینان کامل در مورد موضوعی حرف نزده بودم

همیشه وقتی راجبه پزشکی ازم کیپرسم تت حد توانم جواب میدم ولی خب پزشکی اوووونقدر گسترده س و من هنوز اول راهم ک خیلی وقتا میگم نمیدونم یا میگم باید چک کنم

ولی ایندفعه تر چند سوالاتش علمی نبود ولی خوب و کامل براش توضیح دادم که چجوریاس

 

 

اینو نصفه نیمه نوشته بودم ک الان حس نوشتن ادامه ش نیس

 

+بابام زنگ زد گفت الان یکی دو روزه تب دارم و بدن درد...سرفه و تنگی نفس و ضعف و بی حالی و بی اشتهایی ولی نداشت

و من قلللبممم داشت از دهنم در میومد و هنوز ک هنوزه ب حالت نرمال قبلش برنگشتم!!!

ازونجایی ک بابام ازوناس ک اعتقادی به ماسک نداره (متاسفانه)

اول خیلی آروم بهش گفتم اگه بتونی وقتی میری مسجد ماسک بزنی ک خیلی خوب میشه(موذن هستش)

ک خودش کفت چطوره کلا  دو سه روز نرم مسحد و منم رو هوا زدم و گفتم اگر نری ک دگ عااااالی میشه

کلا تو خونه باش و استراحت کن برای کار کردن هم باغ نرو

غذای آبکی و مایعات خوب و زیاد بخور😭😭😭😭😭

نوه هاتم نذار تا چند روز بیان پیشت

دارو هم بهش فقط paracetamol-naproxen-vit c-zinc-vit d

گفتم و توصیه کردم میوه هم خوب بخوره☹️☹️☹️☹️

 

حتی برای توصیه ی دارویی واقعا مونده بودم چی بگم😭😭😭😭😭

قشنگ دستام میلرزید وقتی داشتم برا داداشم اس مس میکردم ک بره واسه بابام بخره😭😭😭😭😭

بابام خودش میگه ایم روزا تو شهرمون اینجوری زیاد شده

مث دفعه قبل ک وضعیت قرمز شده بود

اونا فکر میکنن سرماخوردگی ساده س اهمیت نمیدن اینور من دارم از استرس مییییییمیرم😭😭😭😭

 

یکم بعدش همسر زنگ زد گفت سهیل(پسر 12ساله همسایه) هم یروا خورده

سر درد و گرفتگی بینی و تب داره

ب اونم توصیه ها رو کردم و داشتم داروها رو مینوشتم ک همسر دوباره زنگ زد گفت خودش دکتر رفته ک😐😐 خرر😑😒 پس چرا از من میپرسن وقتی دکتر رفتن؟؟ 😑😑😑 

 

 

+یه مشکلی برای همسر پیش اومده ک نمیتونم بنویسمش فقط دعا میکنم و خدا خدا میکنم که ختم به خیر بشه و اتفاق بدی نیفته...