رفتم از سرپرستی کلید اتاق کامپیوتر رو بگیرم ک اصلاحیه ی پروپوزالم رو انجام بدم و امشب دگ تمومش کنم و واسه دکتر بفرستم

رفتم گفتم کلیدو بدین ندادن!! گفتن فقط ب مسئولش میدیم و بچه ها موس و سایل میدزدن از اونجا...

البته ب اونا هم حق میدم ک با وجود دزدی های صورت گرفته بی اعتماد بشن ولی حقیقتش یلحظه خیلی حس حقارت و خجالت بهم دست داد....حالا شاید درست نباشه اینا و حس اون لحظه م رو نمیتونم توصیف کنم...

یجورایی دلم واسه خودم  سوخت...

عثمان داییم کادوی قبولی دانشگاه برام لپ تاپ خرید و من بعد ازدواج دادمش ب همسر ک بذاره مغازه و منتی هم نیستم و ناراضی هم نیستم

اسما آیپد داره دو سه روز پیش ک حرف از اصلاحیه زدم گفتش با آیپد من انجام بده ولی خب اونم خودش آیپدشو لازم داره و خب منم میترسم یوقتی بگیرمش دستم ی اتفاقی بیفته بعد چجوری جبرانش کنم؟؟؟

صالحه لپ تاپ داره ولی خب با توحه به شخصیتش اصصصصلا دوست ندارم از وسایل اون استفاده کنم!!! سیب زمینی و پیاز مثلا ازش میگیرم که بعدا بهش پس میدم حتما ولی از بقیه وسایلش اصصصلا استفاده نمیکنم..چون هم خیلی دختر حساسیه هم اینکه مثلا لپ تاپش رو بگیرم و بعدش حتی اگر ذره ای کند بشه از من میبینه حتی اگر به زبون نیاره!!همیشه میگه ها راحت باش استفاده کن ولی ترجیحم اینه ک ختی نزدیک ثسایلشم نشم چ برسه ب اینکه بخوام استفاده کنم! 

با اسما راحتم و ازش لاک و رژ و اینا هم میگیرم...ولی صالحه نه!!!

 

بیمارستان هم ک میرم سیستم واسه دانشجو نداره ک استفاده کنم

دانشگاه داره ک خب اونم خارج شهره

بخوام صبر کنم وقتی رفتم خونه انجام بدم هم خیلی دیر میشه

 

واقعا دلم واسه خودم سوخت...