نمیشه اینترن بشم ولی در حد استاجر مثلا ازم انتظار داشته باشن؟؟  :///

حقیقتش یکم خوف برم داشته با نزدیک شدنش  :///

 

+گوشی همسر اومد...رنگ ابی فرستادن:)  عزیزم چقدررر ذوق داره براش  :)

 

+کلاس فرمان اوایل برام جذاب بود ولی دگ داره خسته کننده میشه و میخوام هر چی زودتر فقط بگذره  -__-

امروز آفتاب خیلی وحشتناک چشممو اذیت کرد...فردا باید عینک ببرم با خودم

این عینک آفتابی ک الان دارم رو دایی خدابیامرزم از ترکیه برام آورده بود...البته یکم برام بزرگ میشه و لقه  :|  و دلم میخواد یدونه جدید بخرم😢

 

+با خودم فکر میکنم ک دلم براب خوابگاه تنگ شده عایا؟؟؟

جواب میگیرم ک خیر!!! عجیبه برام!!!

 

+روند درس خوندنم فعلا خوبه و ایشالا ک همینطور خوب پیش بره

امروز باید اطفال رو تموم کنم و پوست رو هم شروع کنم

 

+pms شدیییدا روی احساساتم اثر گذاشته و الان مودی تر از من نیس رو زمین...یعنی الان دارم از شادی بال در میارم و حس خوشبختی...به ثانیه نکشیده اشک تو چشمام حلقه زده  :||

خوبه ک همسر تحمل میکنه و چیزی نمیگه...البته گاهی از حرفاش ناراحت میشم ک...ولی خب خودشم میگه دگ...میگه من جات نیستم ک بدونم تو ذهنت چیه ولی سعی میکنم رفتارم باهات خوب باشه ک اذیت نشی!!

نمیدونم باید انتظارم ازش بیشتر از این باشه یا واسه همینقدر درکی هم ک ب خرج میده متشکر باشم؟؟؟ 

بنظرم تو این چند سال رو به پیشرفت بوده درک و فهمش ازین دوره و ایشالا ک بیشترم بشه

 

+خونه ی کوچیک و جدید پدر و مادرم رو شروع به سخت کردن از شنبه

بابام میگه زنم خیلی ساله ک تو این خونه ی قدیمی ساخته و الان دگ سر پیری(-_-) میخوام خونه ی جدید و کوچیکتر براش بسازم که راحتتر  باشه

مامانم میگه میخوام سینک رو هم پایین بذارم که واسه شستشو اذیت نشم  :)  قربونش برم من

یادم باشه عصر زنگ بزنم حالشو بپرسم

 

+اماااااان از شیرین زبونی های مرضیه  :)))  این بچه زبون داره دو هزاااار متر  :)))  حالا کل فامیل ما به ساکت بودن و کم حرف بودن معروفه این بچه شده شبیه خاله ها و داییاش و همش حرف میزنه  :))  بماند که حتی اونا هم پیشش کم میارن و تعجب میکنن این بجه چطوووورررر اینجوری شده  :)) 

ولی خب شکر خدا با وجود تمام زبون ریختناش اصلا بی ادب نیس و حرفای زشت نمیزنه  :) 

پریشبم ک رفتم خونمون چند تا نقاشی کشید داد بهم گفت بچسبون به خونه تون🥰 عمه فداش بشه

 

+در جهت عادت دادن خودم به استفاده از ضد آفتاب دیروز و امروز ک رفتم فرمان ضدآفتاب زدم  ://  ایشالا ک ادامه دار باشه و یکم به داد این پوست داغونم برسم🤦🏻‍♀️ بعد پره دکتر پوست هم میخوام برم😌

این ضدآفتابی ک الان دارم تو عروسیمون خریده بودم🤣 یعنی تابستون96🤣 هنوزم توش هس🤣

 

+نذار فحش های زشت بدم ولی این استاد راهنمای پایان نامه م دک شووووورشو درآورده  -___-  بااااااز هم اصلاحیه داد بهم😐 میگه چک لیستت اونجوری ک میخوام نیس تغییرش بده

خو لامصب تو بگو چیش کمه ک من اضافه کنم دگ🤬 هی دهن منو وا میکنن این ملت

 

+چند شب پیش دایی و زن دایی همسر دعواشون میشه و کار به جاهای باریک میکشه

فقط بگم که یک زن در چه حد میتونه پلید و بی چشم و رو باشه... البته مرده هم بی تقصیر نیس ولی بنظر من گناه اصلی گردن زنه س... خدا عاقبتشونو بخیر کنه و ما رو از شر اونا دور نگه داره!!