هر خبری ک در مورد واکسن میخونم یه غم به غصه هام اضافه میشه و همش با خودم میگم نکنه واکسن نزده از دنیا برم؟؟؟
میدونی چیه
خب من به واکسن اعتقاد دارم خیلیم زیاد دارم خصوصا تو این شرایطی که کوچکترین برخوردم با آدما روی مرگ و زندگی عزیزانم اثر میذاره و هر روز تو بیمارستان یا خود مریض میاد و پذیرشش میکنیم تو زایشگاه یا مریضش نیاد هم میریم ICU کرونا که توش خانم باردار بستریه!!
ولی خب واقعا نشد ک تا الان بزنم...اینطور نبوده ک خودم نخوام
خودم میخوام ولی خب وقتی شرایطش هم پیش نیومده دگ من چیکار کنم؟؟؟خصوصا با این خانم واکسیناتور که فوق العاده برخورد بدی داره انگار واکسن رو خودش ساخته!!
هر دفعه هم میگه یا سهمیه نیومده هنوز یا امروز فقط دوز دومی ها رو میزنیم یا امروز فقط واسه دیالیزی ها 10 تا سهمیه دادن
و خب من بشینم باهاش دعوا کنم؟؟؟ یا واقعا همینطوره با خانومه نمیخواد به من واکسن بزنه و خب منم وااااقعا دنبال جر و بحث نیستم و حوصله ندارم هی برم پیش این مسئول و اون مسئول که چرا ب من واکسن نمیزنین؟؟؟؟
یا مثلا فاطمه نون که اونم تا الان نزده چون وقتی بقیه زدن کرونا گرفته بود خییلییی دنبالشه ک بزنه و حرص میخوره و حتما هم اصرار داره ک اسپوتنیک بزنه!!
و به ما گفتن ک واسمون هفته ی بعد سینوفارم میارن
من واقعا فرقی برام نداره ک سینوفارم بزنم یا اسپوتنیک مهم اینه ک برکت نباشه!!
و انقدی ک همسر هی هر روز بهم یادآوری میکنه واکسن رو پرسیدی؟؟چی شد؟؟ حتما بزنا
انگار من از واکسن زدن فراریم
خب اینا ذهنم رو بهم میریزه و اعصابمو خرد میکنه
یجوری بهم القا میکنن انگار دارم از بقیه عقب میمونم!!!
خب مننننن چیکار کنمممممم
وقتی نمیشه ک بزنم وقتی ندارن ک بهم بزنن من چه غلطی کنم؟؟؟؟
نمیدونم والا
روزگاری داریما...
+عید فطر مبارک