باید بگم لعنت بر اون کسی که اولین بار نوشتن لاگ بوک رو مطرح کرد  -____-

اطلاعات100 تا مریض رو باید تا فردا ساعت12 وارد سیستم کنم😑😑😑😑

 

+حالا در کنارش بذار بازم از خوبیام بگم  :)))

طبق معمول زایشگاه بودم  :))

دکتر میم(سال3) اومد اتاق پره اکلامپسی گفتش چارت سولفات این مریض و تخت2 یادتون نره و به نیلوفر ک کنار من بود گفتش برو پرونده ی تخت2رو برام بیار

ازونور فرزاد پرونده رو آورد به من داد منم به دکتر میم دادم اونم عصبانی شد و سرم داد زد مه من پرونده ی تخت 2 رو میخوام چیکار؟؟؟؟ پرونده ی همین مریض رو برام بیار(بد داد زدا سرم) 

منم کاملا مظلوم تر گغتم خب خودتون به بچه ها گفتین تخت 2 و رفتم پرونده ی اون یکی رو بیارم که گفتن تو اتاقه و نمیخواد بیاری

منم رفتم که مثلا پیششون نباشم 

پشت سرم دکتر میم صدام زد و گفت خانم دکتر بیا اینجا 

رفتم و گفتش که من باهات بد حرف زدم و دکتر خ(سال2) گفتش که شما از اینترنای خوب ما هستین

منم گفتم خیلی ممنون لطف دارین شما  :)

ادامه داد که وقتی دکتر خ از یه اینترن تعریف میکنه یعنی اون دگ واقعا خوبه

منم گفتم دکتر خ نظر لطفشونه و نیشم شللل 

 

دکتر میم همونه ک قبلا بهم گفته بود چرا مث ماست وایسادی و کاری نمیکنی و دکتر خ طرفمو کشیده بود

 

+دگ به همسر گفتم که اگر برای رزیدنتی خونه نگیریم و اونم نیاد باهام من ادامه تحصیل نمیدم!!!

فشار روانی خیلی زیاده و میدونم ک اگر پیشم باشه تحملش برام راحت تره

اینم گفتم که به هیچ عنوان نمیخوام استریت بشم و حتما طرح رو برم و بعد برای رزیدنتی اقدام کنم!!

هرچند هنوزم نمیدونم رزیدنتی تو ایران گزینه ی خوبی هست یا نه ولی اینو میدونم ک دوست ندارم عمومی بمونم!