امروز با اسما طبق معمول حرف دکتر ق بود و گفتش که کاش میشد حداقل one night داشته باشمش
گفتم من وان نایت نه....اوری نایت میخوامش :))
بعد اصلاح کردم که نه....واسهnight نمیخوامش
واسه day میخوامش
میگم اونجور کارا اصلا بهش نمیخوره :))))
میگه بنظرت بچه ها شو از کجا آورده پس :)))
میگم نه من بازم واسه اونجور چیزا نمیخوامش
من فقط دلم میخواد باهاش دوست باشم و همیشه نزدیکش باشم و رفت و آمد و صمیمی و ازینجور حرفا :)))
مثلا بتونم بپرم بغلش کنم اون لپاشو ماچ کنم :)))
ببین کیه که تو عکس دسته جمعی کنار عشقش وایساده


پ.ن:
یکی بیاد منو جمع کنه لطفا🤕
کشتم خودمو انقدی که مرور خاطرات کردم🚶♀️🚶♀️🚬🚬
+وقتی از همسر خوشم اومده بود و تو وبلاگم نوشتم بلافاصله همون روز سر و کله ش پیدا شد :)))
یک ساله دارم راجبه دکتر ق مینویسم ولی انگار نه انگار🚶♀️🚶♀️🚬🚬
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ ساعت 0:46 توسط Gozal
|