خبببب
اومدم خوابگاه
وقتایی ک خوابگاهم و بیمازستان در دسترسمه کمتر بابت بخش ها استرس میگیرم
امروز صبح هم اتفاقی پیش اومد ک بابتش دکتر ا.ن دعوا کرد و تهدید به تجدید بخش و ازین چیزا
فردا اولین کشیکم به عنوان اینترن جراحیه و خب فعلا ک بابتش خوشحال نیستم و یجورایی خسته شدم از این همه استرس داشتن
برای من همیشه تو زندگیم آرامش ذهنی اولویت بوده که خب متاسفانه تقریبا از وقتی دانشگاه قبول شدم دیگه ندارمش حالا بخاطر رشته یا خانواده یا دوستان و اطرافیان و هر چیزی دیگه
خیلی سعیمو میکنم ک خونسرد باشم و نذارم استرس بهم غلبه کنه و کمی تا قسمتی در دذ شاید 5 درصد موفق بودم ولی همچنان یه فرد کاااملا استرسی که از کاه کوه میسازه هستم
امیدوارم بتونم در شرایط بهتری این دوره ی عمومی رو تموم کنم و اونقدری زده نشم که کلا دور رزیدنتی رو خط بکشم و بیخیال بشم
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰ ساعت 19:59 توسط Gozal
|