حالم خوب نیس
حالم اصلا خوب نیس
روابط با همسر خوبه و اون مشکلموم تقریبا میشه گفت حل شده
ولی من حالم خوب نشده
هم بخاطر مسائلی ک توی زندگی شخصیم داشتم
هم بخاطر شرایطی که بخاطر رشته ی تحصیلیم تحمل میکنم
امروز تو بیمارستان شهر الف کشیکم
کشیکای اینجا تک نفره س
این دومین کشیکم اینجاس و کلا 3 تا کشیک دارم اینجا...قبلیم 4شنبه بود بعدیمم 2شنبه س
طبق معمول از محیط جدید و آذمای جدید خوشم نمیاد و استرس میگیرم
دارم از غصه میمیرم ک چرا باید اینجا کشیک بدم
با اینکه همه میگن اینجا کویته و خیلی راحته و اعصاب خرذی های مواجهه با رزیدنت رو نداره ولی باااااز من استرسیم
امشب هم انکال داخلی نداریم و انکال عفونی مریضا رو میبینه و گفته از بعد ساعت 12 ظهر جواب میدم تلفنمو!!!!!
دکتر عین اومد صبح ویزیت 2 تا از مریضا رو مرخص کرد...خلاصه پرونده رو هم خودش نوشت!! دکتر الف که دیشب انکال بوده به زهرا گفته فردا 9 صبح میاد ویزیت و زهرا هم شماره شو بهم داد شماره ی منم به اون داده
من تا 9و نیم تو بخش بودم ولی نیومد و الان دیگه پاویونم
با اینکه دکتر الف خوش خیمه و چیزی نمیگه ولی خب من استرس دارم
میدونم ک این میزان از استرس پاتولوژیک و مخربه ولی نمیدونم چطور کنترلش کنم
حتی نمیتونم بخوابم!!!
ازونورم دلم برای همسر تنگ شده
ازونورم منسم نزدیکه و اثرات pms هم روم هست
نمیدونم باید چیکار کنم...هیچ کسی وضعیتم رو درک نمیکنه
از نظربقیه این حال من خنده داره و اصلا منطقی نیس
منم میدونم منطقی نیس ولی واقعا دست خودم هم نیس
😔