شکست خورده و سرخورده برگشتم!!!
دیشب تنهایی بیرون بودم خر شدم رفتم برس بخرم خیر سرم گفتم چوبیه ولی اصصصصصلا دقت نکردم ک چوبی نیست و کرده تو پاچه م و طرح چوبه و 100 تومن پول بی زبون کارت کشیدم اومدم و وقتی برگشتم خوابگاه متوجه عمق فاجعه شدم و امروز ک رفتم گفتش تعویض نمیکنم...
یجوری دارم بابتش میسوزم ک نگو و نپرس...
کلا من نباید تنهایی برم خرید چون هر چیزی ک چشمم خوشش بیاد میخرم و اصلا به قیمت و جنس توجه نمیکنم-__-
+اینکه نسبت به اختلالات روانیم insight دارم خوبه ولی اینکه پولشو ندارم رفعش منم اصلا خوب نیس -___-
+کاش یه نفر پیدا شه برام ادکلن very sexy اصلش رو بخره و من قلبم اندکی شاد بشه
+چقققدرررر ازینکه اطفال شبیه پادگان نظامیه متنفرم
چقدر استاجری همه چیز گوگولی تر بود!!
+فردا نوبت لیزرم بود ک کشیکم و انداختم شنبه
شنبه تولد همسره
+خاله م از انگلیس اومده و یه کیف مشکی مجلسی خوشگل اورده برام ک عاااشقش شدم. فقط کاش میتونستم اونطور ک بایذ ابراز احساسات کنم و ازش تشکر کنم!!
+پتوی خوابگاهم رو باید بدم خشکشویی این اخر هفته یا اخر هفته ی بعدی
+معاون اموزشی میگه اگه دست من بود ماهی 15 تا کشیک براتون میذاشتم!!! والا رزیدنت سال یک ماهی 12 تا کشیک میده...دیگه تا تهش برین ک چقدر ما اینترنا بی پناهیم...
+کاش میشد چند ماه از کل زندگیم مرخصی بگیرم و برم....