عصبیم
اعصابم داغونه
حالم خوب نیس
به دلایلی رابطه م با همسر خراب شده
در واقع دلم رو شکسته
بدجور هم
نمیدونم چه حسی بهش دارم
دلم نمیخواد از دستش بدم ولی نمیدونم دگ با این کارهاش چیکار کنم
خیلی خسته م
هم از خانواده ی خودم دلخورم
هم از همسر
دگ نمیکشم این همه تنهایی رو
داغون شدم
تو این مدت واضحا وزن کم کردم انقدی ک اشتهام کم شده
شیفت بیمارستان ک تا یه مریض کمی پیچیده میبینم ک اون لحظه نمیتونم علایمش رو خوب کنم و ازونورم جوری نیس ک بستریش کنم اعصابم داغون میشه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۱ ساعت 12:54 توسط Gozal
|