عصبیم

اعصابم داغونه

حالم خوب نیس

به دلایلی رابطه م با همسر خراب شده

در واقع دلم رو شکسته

بدجور هم

نمیدونم چه حسی بهش دارم

دلم نمیخواد از دستش بدم ولی نمیدونم دگ با این کارهاش چیکار کنم

خیلی خسته م

هم از خانواده ی خودم دلخورم

هم از همسر

دگ نمیکشم این همه تنهایی رو

داغون شدم

تو این مدت واضحا وزن کم کردم انقدی ک اشتهام کم شده

شیفت بیمارستان ک تا یه مریض کمی پیچیده میبینم ک اون لحظه نمیتونم علایمش رو خوب کنم و ازونورم جوری نیس ک بستریش کنم اعصابم داغون میشه